اشرف سادات موسوی

کنار آمدن[1] اصطلاحی است در فرهنگ عامه،‌ هنگامی که مردم از کوشش‌هایشان برای فائق آمدن بر مشکلات صحبت می­کنند (دیماتئو، 1378). انسان‌ها در حالت مطلوب تلاش می‌کنند مشکلات را حل نمایند،‌ ولی گاهی ممکن است در برابر مشکلات تسلیم شوند (انفعال) یا سعی کنند از آن بگریرند (مثلاً با مست کردن). اقدامات فعال در واکنش به مشکلات را می‌توان به دو گروه عمده «مسأله‌محور[2]» و «هیجان‌محور[3]» تقسیم کرد. در کنار آمدن مسأله محور فرد با توجه به توانایی‌های خود، اقتضائات محیطی و حمایت‌های اجتماعیِ در دسترس تلاش می‌کند اثرات موقعیت تنیدگی‌زا را حذف کند، کاهش دهد یا پیش‌گیری نماید. اقدام برای بیمه کردن ماشین و قرض گرفتن از دوستان هنگام تنگ‌دستی می‌تواند نمونه‌هایی ازکنار آمدن مسأله‌محور باشد. کنار آمدن هیجان‌محور شامل کوشش‌هایی است که پیامدهای عاطفی و اجتماعی حوادث را تعدیل کرده یا کاهش می‌دهد، مثلاً تلاش برای جست‌وجوی حمایت عاطفی هنگام داغ‌دیدگی نمونه‌ای از کنار آمدن هیجان‌محور است. گفتنی است برای کنار آمدن درازمدت و مؤثر، استفاده از هر دو رویکرد مسأله‌محور و هیجان‌محور ضروری است.

اما وقتی از مشکلات و چالش‌های فردی و اجتماعی صحبت می‌شود، یکی از عوامل بسیار مهم در ارزیابی نوع واکنش به آنها، شدت مشکلات است. وقتی شدت مشکلات و چالش‌ها بیش از حد باشد،‌ بیشتر انسان‌ها در درازمدت توانایی مقابله با آن را از دست می‌دهند و از پا درمی‌آیند. ولی مرور پژوهش‌های این حوزه نشان می‌دهد که بعضی افراد باوجود چالش‌های بسیار شدید و پیچیده، می‌توانند یکپارچگی وجودی خود را حفظ کنند. تاب‌آوری[4] مفهومی است که برای توصیف این فرایند به‌کار می‌رود. اینکه چه عواملی در تاب‌آوربودن افراد مؤثر واقع می‌شود و مهم‌تر آنکه تحت چه شرایطی، تاب‌آوری ویژگی اجتماعی پیدا می‌کند و بنابراین می‌توانیم از جامعة تاب‌آور سخن بگوییم، از جمله موضوعاتی است که در این مجموعه نشست به آنها پرداخته می‌شود. به بیان دیگر با توجه به شرایط اجتماعی پیچیده کشور (از جمله مسأله تحریم‌ها، تورّم، بی‌عدالتی و نابرابری در عرصه‌های مختلف و…)، بررسی چگونگی واکنش جامعه به موضوعات مبتلابه جامعه ضرورت پیدا می‌کند. در این بررسی واکنش تاب‌آورانه به‌عنوان واکنش مثبت و فعال در یک سوی طیف و واکنش پرخاشگرانه، به‌عنوان واکنش منفی و فعال سوی دیگر طیف مورد توجه قرار می‌گیرد. بنابراین شیوه‌های رایج حل مسأله و واکنش‌های منفعلانه از حیطه بررسی این مجموعه نشست خارج است. در مورد هر مسأله و چالشی که قرار است مورد بررسی قرار گیرد، پس از توصیف مختصری از وضعیت آن حوزه،‌ چرایی و عوامل دخیل در واکنش به آن مسأله بررسی می‌شود تا بتوان عوامل اثرگذار بر واکنش تاب‌آورانه به آن مشکل را شناسایی کرد و جهت بهبود و افزایش آن پیشنهادهایی ارائه داد. انتظار می‌رود به موازات افزایش واکنش‌های تاب‌آورانه، واکنش‌های پرخاشگرانه کاهش یابد.

«تبارشناسی خشونت در تاریخ و پدیدارشناسی خشونت در فرهنگ و جامعه ایرانی»، «مواجهه با چالش‌های اجتماعی از منظر روان‌شناختی»، «خشونت یا همزیستی مسالمت‌آمیز با طبیعت»، «دین؛ تاب‌آوری یا خشونت»، «مواجهه با زن در عرصه‌های مختلف (جامعه، دین، خانواده)؛ خشونت یا تاب‌آوری»، «خشونت و تاب‌آوری در رسانه‌های جمعی و فضای مجازی»، «مواجهه با دیگری (اقلیت‌های قومی و عقیدتی و…)؛ خشونت یا ‌تاب‌آوری»، «چالش‌ها و خشونت‌های شهری (امنیت، دسترس‌پذیری، ترافیک، آلودگی هوا…)»، «بررسی تطبیقی: تجربه سایر کشورها در مواجهه مردم با چالش‌های اجتماعی» و «سیاست‌گذاری اجتماعی و فرهنگی؛ خشونت و تاب‌آوری» از جمله موضوعاتی هستند که تلاش می‌شود در این مجموعه نشست به برخی از آنها پرداخته شود.

در قسمت بعدی از دو نوع واکنش مدنظر این مجموعه نشست در مواجهه با چالش‌ها (تاب‌آوری و خشونت) توصیف مختصری ارائه می‌شود.

بررسی مفهومی «تاب‌آوری اجتماعی» و «خشونت»

تاب‌آوری اجتماعی

تاب­آوری از کلمه لاتین Resalire، به‌معنای به عقب جهیدن و حالت ارتجاعی داشتن گرفته شده است. اصطلاح تاب‌آوری برای نخستین‌بار در علوم فیزیکی برای نشان دادن رفتار فنر استفاده شد، به بیان دیگر به‌عنوان ظرفیت ماده در تحمل انرژی، بدون متحمل شدن دگرگونی پایدار. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، تاب‌آوری توسط جوامع زیست‌محیطی و روان‌شناسی برای توصیف پدیده‌های تا حدودی متفاوت به‌کار رفت. در بوم شناسی، این اصطلاح برای توصیف اکوسیستم‌هایی استفاده شد که با وجود شرایط دشوار همچنان کم و بیش به عملکرد خود ادامه می‌دهند. در روان‌شناسی این اصطلاح برای توصیف توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن به‌کار رفت. در واقع تاب‌آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که طی آن فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می‌شود، بلکه طی آن و با وجود آن قوی­تر نیز می‌شود. پس در روان‌شناسی تاب­آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر است. این فرایند خودبه‌خود ایجاد نمی‌شود، مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه­پذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهره­گیری از عوامل محافظت­کننده (فردی و محیطی) در درون و بیرون خود _که همواره به صورت بالقوه وجود دارد_ به‌کار گیرد (فارنهام، چامورو ـ پریموزیک و همکاران[5]، 2008).

تاب­آوري به عوامل و فرایندهایی اطلاق می­شود که خط سیر «خطر- رفتارهاي مشکل­زا/ آسیب روان‌شناختی» را قطع می‌‌کند و در شرایط ناگوار به پیامدهاي سازگارانه منتهی می‌شود. سازگاري مثبت با زندگی، هم می­تواند پیامد تاب­آوري به شمار آید و هم به‌عنوان پیش‌آیند، سطح بالاتري از تاب­آوري را موجب شود. این مسأله ناشی از پیچیدگی تعریف و نگاه فرایندي به تاب­آوري است (سیدمحمودی، 1390). نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که اگرچه تحمل کردن، جزئی از تاب‌آوری است، ولی تاب‌آوری، صرفاً تحمل کردن نیست. بلکه رشد دادن خود و یک پله بالاتر ایستادن نسبت به قبل در شرایط دشوار است.

طبق مدل­هاي موجود، سه حوزه عملكردي براي تاب­آوري تعريف و بر آنها تمركز شده است: 1. تاب­آوري به‌عنوان يك ويژگي شخصيتي؛ 2. تاب‌آوری به‌عنوان يك وضعيت روانی مثبت يا سلامت رواني (مثل درك مثبت، خودپنداري، پيشرفت تحصيلي، موفقيت در وظايف و…) يا فقدان بيماري رواني، با وجود خطر؛ 3. تاب‌آوری به‌عنوان يك فرايند پويا كه حاصل برهم‌كنش متغيرهاي فردي و پيراموني است و در طول زمان تغيير مي­كند. اين تعريف به دليل چهارچوب فراگير و تلفيق ويژگي­هاي فردي با محيطيِ ايجاد تاب­آوري بيش از تعاريف قبلي مورد توجه است (شکری­نیا[6]، 2004). از عوامل فردی می‌توان به ویژگی‌هایی چون سخت‌رویی[7] با سه مؤلفه تعهد، کنترل و چالش (کوباسا[8]، 1979)،‌ و جهان‌بینی و حس انسجام با سه مشخصه قابل‌درک‌بودن جهان در مقابل باورهای سحرآمیز، قابل مهار بودن وقایع و باارزش و بامعنا بودن زندگی (آنتونوسکی[9]، 1987) اشاره کرد. از عوامل اجتماعی نیز می‌توان به دو زیردسته اصلی عوامل خانوادگی (مانند دلبستگی هيجانی؛ امنيت هيجانی؛ پيوستگی خانوادگی) و عوامل جامعه‌شناختی (مانند هويت اجتماعی و عضویت در میکرو و ماکرو سیستم‌ها؛ تأثیر اجتماعی؛ عوامل جمعیت‌شناختی؛ پایگاه اقتصادی- اجتماعی؛ آموزش و پرورش و…) پرداخت. تمامی این عوامل به‌نوعی جزء زیرسیستم اجتماعی تاب‌آوری در سطح ملی هستند. دیگر زیرسیستم‌های تاب‌آوری در سطح ملی عبارتند از: زیرسیستم اقتصادی، زیرسیستم زیست‌محیطی، زیرسیستم حکمرانی و زیرسیستم زیرساخت‌ها. زیرسیستم اقتصادی مشتمل بر جنبه‌هایی از قبیل محیط اقتصاد کلان، بازار کالا و خدمات، بازار مالی، بازار کار، پایدارپذیری و بهره‌وری و مانند آنها. زیرسیستم زیست‌محیطی مشتمل بر جنبه‌هایی مانند منابع طبیعی، شهرسازی و سیستم زیست‌بوم‌شناختی است. زیرسیستم حکمرانی مشتمل بر جنبه‌هایی همچون نهادها، دولت، رهبری، سیاست‌ها و قوانین است و زیرسیستم زیرساخت‌ها مشتمل بر جنبه‌هایی همچون زیرساخت‌های حساس (مخابرات، انرژی، سلامت، حمل و نقل و آب) است (غیاثوند و دیگران،‌1393).

در بسیاری از مدل‌های بررسی‌شده، تاب‌‌آوری را یک متغیر جبرانی یا یک متغیر محافظتی در نظر گرفته‌اند که می‌تواند با تأثیرات منفی مقابله کند. در مدل چالشی تاب‌آوری، عامل خطر، خود ارتقاء­دهنده ذاتي سازگاری موفق است. مطابق اين مدل خطر خيلي كم چالش كافي ايجاد نمي­كند و سطوح بالاي خطر نيز مي­تواند به رفتار ناسازگارانه منجر شود، ولي سطوح متوسط خطر، فرد را با چالشي روبرو مي­كند كه در صورت غلبه برآن، موجب تقويت شايستگي مي­شود. بنابراین اگر چالش موفقيت­آميز طی شود،‌ فرد نسبت به قبل قوی‌تر می‌شود.

هرچند تاب­آوري به‌عنوان يك مفهوم از تحقيقات مربوط به رشد فردي موفقيت­آميز در شرایط بحران برخاسته است، اخيراً مفاهيم نظري به سمت حوزه اجتماعی سوق داده شده است. بر این اساس تاب‌آوری اجتماعی[10] به معنای ظرفیت تبدیل و تحول، تطبیق و سازگاری و توان مقابله با تنش و بحران‌های اجتماعی است. زمانی که جامعه‌ای با نیازهای تازه، خطر یا تهدید مواجه می‌شود، دچار درهم‌شکستگی و بحران می‌شود. بازگشت سریع و با حداقل آشفتگی به شرایط قبل از بحران را تاب‌آوری اجتماعی می‌نامند (پایگاه اطلاع‌رسانی مددکاران اجتماعی ایران). تاب‌آوری اجتماعی می‌تواند جامعه بحران‌زده را از حالت وحشت اجتماعی[11] به حالت موزون اجتماعی [12]برگرداند و آن را در تعادل جدیدی قرار دهد و کارکردهای جامعه را در تعادل جدید تداوم بخشد (سام‌آرام، 1395). زمانی یک سیستم اجتماعی تاب‌آور است که بتواند مخاطرات موقت یا دائم را جذب کرده و بدون از دست دادن کارکرد خود، خود را با شرایط به‌سرعت در حال تغییر انطباق دهد (سام‌آرام و م منصوری، 1396). تاب‌آوری اجتماعی در بحران‌های اجتماعی نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. تاب‌آوری اجتماعی قبل، حین و بعد از وقوع بحران‌های اجتماعی موضوعیت‌ دارد. توسعه تاب‌آوری اجتماعی باعث می‌شود امداد و حمایت‌های اجتماعی بهنگام و هماهنگ، فراگیر و جامع در حالت بهینه اعمال شود. شناخته‌شده‌ترین عاملی که با تاب‌آوری اجتماعی رابطه معکوس دارد، آسیب‌پذیری اجتماعی است.

احیای مهربانی، توسعه سازگاری،‌ توسعه قدرت مبتنی بر انعطاف، تقویت سرمایه اجتماعی و سازندگی اجتماعی از دستاوردها و به‌طور همزمان از عوامل ایجادکننده تاب‌آوری اجتماعی هستند (پایگاه اطلاع‌رسانی مددکاران اجتماعی ایران). هاندرسون[13] (2004) تاب­آوری اجتماعی را ترکیبی از شش عامل معرفي مي­كند: فراهم­سازي حمايت مهربانانه؛ طراحي و ارتباط­سازي براي افزايش اميدواري؛ فرصت­سازي براي مشاركت معنادار؛ پيشاهنگي در پيوندهاي اجتماعي؛ مرزبندي شفاف و سازگار؛ آموزش مهارت­هاي زندگي.

تاب‌آوری در سیستم اجتماعی می‌تواند به‌وسیله بررسی متغیرهای مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و در دو حالت فضایی و غیرفضایی مورد بررسی قرار گیرد. رشد اقتصادی و ثبات و توزیع درآمد از عوامل تاب‌آوری اقتصادی هستند، که منجر به ارتقای تاب‌آوری جوامع شهری می‌شود. تحرک‌پذیری جمعیت و مهاجرت دسته دیگری از شاخص‌های مهم تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی هستند. سرمایه اجتماعی شامل مشارکت، انسجام و اعتماد اجتماعی، تقویت شبکه‌های اجتماعی و ارتقای حافظه اجتماعی (شامل تجربیات برخورد با تغییرات) از مؤلفه‌های اساسی موجود در ظرفیت سیستم‌ها برای سازگاری و تغییرشکل‌های تحمیل‌شده است.

خشونت

روانشناسان اجتماعی عمل پرخاشگرانه[14] را رفتار آگاهانه‌ای تعریف می‌کنند که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد. این رفتار نباید با ابراز وجود[15] اشتباه گرفته شود. همچنین مفید است که میان پرخاشگری خصمانه[16] و پرخاشگری وسیله‌ای[17] تمایز قائل شد. پرخاشگری خصمانه، عملی پرخاشگرانه است که از احساس خشم ناشی می‌شود و هدفش اعمال درد و آسیب است. در پرخاشگری وسیله‌ای قصد و نیّت آسیب‌رساندن به فرد دیگر وجود دارد، ولی آسیب‌رسانی به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی غیر از ایجاد درد و رنج صورت می‌گیرد، مثل بازیکن دفاع فوتبال که حاضر است هر کاری انجام دهد تا مهاجم تیم حریف را ناکام گذارد (شکرکن، 1382). در ویکی‌پدیا خشونت بدین شکل تعریف شده است: استفاده از زور به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی بر خلاف خواست‌شان. در تمامی جهان خشونت به عنوان ابزاری برای کنترل استفاده می‌شود، در واقع نوعی تلاش برای سرکوب و متوقف کردن اغتشاشگران در مقابل نگرانی‌های مربوط به اجرای قانون و فرهنگ در یک ناحیه خاص است. کلمه خشونت طیف گسترده‌ای را پوشش می‌دهد. خشونت می‌تواند از درگیری لفظی بین دو انسان تا جنگ و نسل‌کشی که کشته شدن میلیون‌ها نفر از پیامدهای آن است، گسترده شود.

دسته‌بندی انواع خشونت را می‌توان به این شکل برشمرد:

  • فیزیکی: شناخته‌شده‌ترین نوع خشونت است و در منازعات مختلف در خانواده یا جامعه دیده می‌شود.
  • نوشتاری: انواع هتاکی‌های نوشتاری که در قالب انواع نشریات رسمی و غیررسمی بروز و ظهور دارد. با گسترش فضای مجازی این نوع از خشونت رواج و گسترش بیشتری یافته است.
  • تصویری: گرچه در گذشته نیز اعمال خشونت با انتشار عکس‌ها و تصاویر واژگونه از افراد وجود داشت، اما امروزه به دلیل دسترسی همگانی به فضای مجازی و نرم‌افزارهای مختلف تصویرسازی، این نوع خشونت تأثیرگذارتر شده و بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • علامتی: مانند قهر، ایما و اشاره که با قصد تحقیر و تخریب شخصیت فردی در اجتماع انجام می‌شود.
  • کلامی: این نوع از خشونت متداول‌ترین نوع در جامعه بوده و معولاً در عمل، مقدمه سایر انواع خشونت است. انواع فحاشی، متلک‌گویی، کنایه، بدگویی و تحقیر در این دسته می‌گنجد.

درباره عوامل بروز و شیوع خشونت‌های خانوادگی و اجتماعی مطالعات و گفتارهای متعددی وجود دارد. برخی صاحب‌نظران عمده‌ترین دلایل خشونت را به گونه زیر دسته‌بندی کرده‌اند:

  • عوامل روانشناختی: برخی از نظریه­ها، خشونت را نوعی رفتار فردی با ریشه غریزی و یا رفتاراجتماعی یادگرفته‌شده و درونی‌شده افراد می­دانند.
  • عوامل اجتماعی: محرومیت، بی‌عدالتی، فقر و مخاطرات اقتصادی، ناکامی­های فردی و اجتماعی، تبلیغات محیطی و رسانه­ای و یا تحریک مستقیم از سوی فرد یا گروهی از جمله عوامل اجتماعی خشونت است.
  • عوامل محیطی: آلودگی هوا، آلودگی صوتی، ازدحام، ترافیک و… از مصادیق این عوامل هستند.
  • عوامل زیستی: برانگیختگی­های جنسی، تغییرات هورمونی، استفاده از مواد روانگردان یا الکل و مواد مخدر و درد جسمی از شایع­ترین عومل مورد بررسی در این دسته هستند.
  • عوامل شناختی: خشونت می­تواند حاصل تشخیص و شناخت متفاوت فرد از شرایط اجتماعی باشد. اقدامات آمرانه که به‌واسطه مسئولیت­پذیری فرد انجام می­شود از این گونه عوامل است.

در ایران نیز بررسی­های گوناگونی درباره علل و عوامل خشونت و پرخاشگری اجتماعی و کاهش تاب­آوری اجتماعی انجام شده است. پژوهشگران عمده­ترین عوامل خشونت در ایران را موارد زیر دانسته­اند:

  • وضعیت اقتصادی: شیوع فساد اقتصادی و اداری، وجود فقر و نابرابری روزافزون، احساس محرومیت و تبعیض از جمله عناصر اصلی بی‌اعتمادی مردم به نظم اجتماعی و حاکمیت به‌شمار می­آید و این عوامل برخی را وا می­دارد تا برای احقاق حق و به کرسی نشاندن نظر خود از روش­های خشونت­آمیز بهره گیرند.
  • شرایط فرهنگی: ترویج پدرسالاری و مردسالاری در قوانین و رسانه­ها، عادی شدن برخی از پرخاشگری­های کلامی و علامتی در قالب شوخی و طنز، رویکردهای نادرست آموزشی و ترویج قضاوت­های قالبی نادرست از جمله مهم‌ترین عوامل فرهنگی خشونت در ایران به‌شمار می­آید.
  • نظام سیاسی: رفتارهای خشن نمادین حکومت و حاکمیت احساسات و بی‌خردی بر عقلانیت از جمله این عوامل برشمرده شده است. به عبارتی در هنگام رویدادهای مهم، خشم در عرصه سیاسی ایران باز تعریف و باز تولید می‌شود.

تأثیر رواج خشونت و پرخاشگری در جامعه نیز یکی دیگر از حوزه­های قابل بررسی در مطالعات فرهنگی و اجتماعی است که کم‌وبیش به آن پرداخته شده است. از جمله این تأثیرات می­توان به تثبیت الگوهای اجتماعی نادرست در احقاق حق، آشفتگی­های اجتماعی، احساس ناامنی و بی‌نظمی اشاره کرد و دردناک­تر آنکه افرادی که الگوی اجتماعی خشونت را پذیرفته­اند، برای ایجاد نظم و امنیت نیز اعمال خشونت را توصیه می­کنند.

از دیگر حوزه­هایی که پژوهشگران در این زمینه بدان پرداخته­اند، راهکارهای کاهش خشونت در جامعه و خانواده است. در این خصوص به انواع مهارت­های فردی و اجتماعی اشاره شده است.

علاوه بر منظر جامعه‌شناختی، در سال­های اخیر علم سیاست، مطالعات فرهنگی و… نیز به ابعاد گوناگون خشونت پرداخته‌اند، به‌طور مثال از نگاه علم سیاست، حد و مرز خشونت مجاز و غیرمجاز از اهمیت برخوردار است؛ در جوامع امروزی حفظ نظم و امنیت با وضع قانون و اعمال آن از سوی نهادهای انتظامی و قضایی ممکن شده است و در این میان حدود مجاز اعمال خشونت از سوی این نهادها مورد پرسش است و اینکه جوامع ابتدایی و مدرن هریک با چه ساز و کارهایی خشونت­گرایی نهادهای حاکمیتی را محدود و کنترل نموده­اند.

 [1] coping

[2] Problem-focused coping

[3] Emotiom-focused coping

[4]– resiliency

[5]– Furnham, Chamoro-Premuzic, et al.

[6]– Shkerinia

[7] hardiness

[8]  Kobasa

[9] Antonovsky

[10] Social resiliency

[11] Social panic

[12] Social sanfonic

[13] Handerson

[14] aggressive action

[15]  assertiveness

[16] holistic aggression

[17] instrumental aggression

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

*

code

فهرست