معرفی برخی از فیلم‌های حوزه خشونت و تاب‌آوری

اشاره: در حین جست‌وجو برای یافتن فیلم مناسبی برای پخش در نخستین جلسه مجموعه سخنرانی‌های «واکنش ما به چالش‌های اجتماعی»، با فیلم‌های متعددی آشنا شدیم. توضیح مختصری درباره این فیلم‌ها به استحضار می‌رسد. ولی پیش از آن لازم به یادآوری است که در این مجموعه سخنرانی‌ها بر دو واکنش تاب‌آوری و خشونت در مواجهه با چالش‌های اجتماعی تأکید می‌شود. در یادداشت قبلی تلاش شد این دو مفهوم به اجمال توضیح داده شود. در ادامه دو توضیح کوتاه درباره تاب‌آوری فردی و اجتماعی آورده می‌شود و سپس توضیح مختصری درباره فیلم‌های پیشنهادی.
در ارتباط با تاب‌آوری ذکر این نکته مفید است که در متون علمی از پشتوانه‌ای با عنوان «منبع عمومی مقاومت» (SSR) یاد می‌شود که افراد تاب‌آور با تکیه بر این پشتوانه می‌توانند چالش‌های عظیم و پیچیده را به سلامت پشت سر بگذارند. برای مثال می‌توان به فرهنگ و پیشینه خانوادگی خاص، منابع مالی شایان توجه، تحصیلات، باورها و اعتقادات درونی خاص، اعتبار اجتماعی بسیار بالا، ویژگی‌های شخصیتی خاص و… اشاره کرد. در برخی از فیلم‌هایی که در پایین به آنها اشاره می‌شود می‌توان برخی از این ویژگی‌ها را ردیابی کرد. برای مثال روحیه طنزگونه شخصیت اصلی در فیلم «زندگی زیباست» که پیش از شروع جنگ و طی زندگی نیز به خوبی (و البته به شکل کُمیک) به تصویر کشیده شده است، نمایان‌گر چنین پشتوانه‌ای است.
نکته دومی که شاید بتوان از آن برای فهم تاب‌آوری اجتماعی استفاده کرد توجه به تفاوت جوامع، در گذار از بحران است؛ بخش عمده پیشینه پژوهشی در حوزه تاب‌آوری از بررسی بازماندگان جنگ جهانی دوم به‌دست آمده است (برای مثال می‌توان به پژوهش‌های کوباسا (1979) و آنتونوسکی (1987) اشاره کرد). شرایط ناگوار و جان‌فرسای جنگ و اردوگاه‌های کار اجباری به‌خوبی در دو فیلم «پیانیست» و «زندگی زیباست» به تصویر کشیده شده و طبیعی است که افرادی که از چنین شرایطی جان سالم به‌ در برده‌اند، واجد ویژگی‌هایی هستند درخور بررسی و شناسایی. حال این پرسش مطرح می‌شود که در ایران پس از پشت سر گذاشتن هشت سال جنگ، از بررسی اسرا و خانواده‌های شهدا و اسرا در حیطه علمی چه رشدی صورت گرفته است؟ آیا بررسی‌های انجام شده به تولید نظریه‌ای خاص انجامیده؟ یا تکرار موضوعاتی بوده که در نهایت یافته‌های آنها گرهی از مسائل جامعه باز نکرده است؟! آیا ابعاد چالش‌برانگیزِ زندگی اسرا و خانواده شهدا مورد بررسی قرار گرفته؟ اساساً کسی به چگونگی مواجهه آنان با مسائلی که داشته‌اند، پرداخته؟ یا نگاه‌های رسمی و اسطوره‌ساز به مقوله شهادت و اسارت، این موضوع را تماماً به حاشیه رانده است؟
به‌عنوان نمونه‌ای دیگر مقایسه دو کشور ایران و ژاپن در بحث مقابله با زلزله مفید به نظر می‌رسد. ژاپن به‌عنوان دومین کشور زلزله‌خیز جهان توانست به نحو مؤثری با یک ویژگی جغرافیایی غیرقابل تغییر مقابله کند، برای مثال با پیشرفت‌های فراوان در اصول ساختمان‌سازی میزان خرابی و تلفات جانی ناشی از آوار را به حداقل رساند. اما در ایران با وجود وضعیت جغرافیایی در خطر، و پس از تجربه زلزله‌های بزرگی مانند بوئین‌زهرا (1341)، طبس (1357) و رودبار و منجیل (1369) تغییرات و آینده‌نگری‌های خاصی صورت نگرفت، تا اینکه به تازگی و در سال 1396 نیز باز شاهد خسارت‌های مالی و جانی زلزله در نقاط غربی کشور بودیم. چند زلزله دیگر برای آینده‌نگری و تاب‌آوری اجتماعی لازم داریم؟ البته که در نوع واکنش مردم برای کمک به هم‌وطنان، طی دو سه تجربه تلخ اخیر شاهد پیشرفت‌هایی بودیم، پس از تجربه زلزله در کرمانشاه (1396) و ازدحام هم‌وطنان برای کمک‌رسانی -‌به‌گونه‌ای که در کار کمک‌رسانی وقفه ایجاد کرد- در سیل 1398 مناطقی از غرب و جنوب کشور، به نظر می‌رسید در کمک‌رسانی اعتماد بیشتری به نیروهای متخصص و بومی داشتیم که این امر فرایند کمک‌رسانی را بهبود بخشید.
اعتراضات مدنی سال‌های اخیر در حوزه های مختلف نیز، نمونه دیگری است. رویکرد عاقلانه آن است که به مطالباتِ مطرح‌شده در آنها گوش سپرد و پاسخ درخوری داد تا نه تنها از التهاب بیشتر جامعه جلوگیری شود، بلکه همبستگی اجتماعی افزایش و ثبات جامعه نیز بیشتر شود. ولی آیا شاهد چنین رویکردی هستیم؟
امید که برای خوب شدن حال مردم و از دست نرفتن آخرین امیدها، چنین نگاه و عزمی در تمامی ارکان جامعه از دولتمندان و پژوهشگران تا عموم مردم جوانه بزند. در پایان این بخش، لازم به یادآوری است که رویکرد رحمان اصلاحی است و به‌هیچ وجه نگاه اٌپوزیسیون ندارد. نگاه نقادانه به ضعف‌ها و توجه به قوّت‌ها با هدف اصلاح اجتماعی است. همچنین به رویکردهای غیرپویایی که این ویژگی‌ها را ذاتی ایرانیان و بنابراین غیرقابل تغییر می‌دانند، قائل نیست. مؤسسه رحمان باور دارد که به شیوه علمی و با همراهی تمامی ارکان جامعه می‌توان به سوی فردایی بهتر حرکت کرد.
و اما معرفی فیلم‌ها:
اقدامات شگفت‌انگیز (Extraordinary Measures)، محصول آمریکا، 2010
فیلم، روایتگر تلاش‌های پدر و مادری است که دو فرزند مبتلا به دیستروفی دارند؛ بیماری نادری که فردِ مبتلا به آن به تدریج فلج می‌شود و نهایتاً تا 9 سالگی زنده می‌ماند. آنها به جای انفعال و پذیرش آنچه که پزشکان می‌گویند، تلاش دارند پژوهشگری را بیابند که روی داروی بیماری مذکور مطالعه می‌کند، تا بتوانند مؤسسات داروسازی را برای تولید آن راضی کنند. همه این فرایندها باید ظرف حداکثر یک سال انجام شود، چون فرزند بزرگ‌تر اکنون 8 سال دارد! خشونت این فیلم عیان نیست، بلکه نوعی خشونت ساختاریِ نهاد پزشکی و سرمایه داری را می‌توان در آن دید.
بانوی گل سرخ، محصول ایران، ‌1387
داستان فیلم، روایت‌گر زندگی «شهین‌دخت صنعتی» است. فردی که پیش از انقلاب به منطقه لاله‌زار كرمان می‌رود و گُل را جایگزین خشخاش و گُلاب را جایگزین تریاك می‌کند، به‌گونه‌ای که در نهایت «گلاب زهرا» سرنوشت كشاورزی این منطقه را دگرگون می‌کند.
پاپیون (Papillon)، محصول آمریکا، 1973
«پاپیون» که جرم خود را قبول ندارد، به همراه هم‌بندی‌اش به دنبال فرار از زندان است. پایداری نقش اول فیلم برای رسیدن به هدفش در حدی است که تحمل پنج سال زندان انفرادی، به‌عنوان جریمه دومین بار فرار از زندان هم نتوانست او را از هدفی که دارد، منصرف کند و در عوض تمام تلاش خود را به‌کار گرفت تا مثلاً با ورزش کردن در انفرادی بتواند روحیه خود را بالا نگه دارد و در نهایت با وجود هزینه بالای فرار برای بار سوم (اعدام)، باز هم تصمیم می‌گیرد که فرار کند…
پیانیست (the pianist)، محصول آلمان، 2002
داستان فیلم برگرفته از داستان زندگی ولادیسلاو اشپیلمان یکی از بهترین نوازندگان پیانو در لهستان و در زمان هولوکاست است و نشان می‌دهد که چگونه این نوازنده مشهور یهودی برای نجات یافتن از دست نازی‌ها در جنگ جهانی دوم تلاش می‌کند؛ او با پناه بردن به نواختن پیانو در خیالش، امید خود را برای بهتر شدن دنیا و در نتیجه امکان دوباره نواختن پیانو از دست نمی‌دهد… از آنجا که فیلم روایت‌گر جریان جنگ جهانی است، خشونت در سراسر فیلم موج می‌زند.
زندگی زیباست (life is beautiful)، محصول ایتالیا، ‌1997
داستان این فیلم نیز در جنگ جهانی دوم می‌گذرد: یک یهودی با خانواده‌اش اسیر نیروهای متحدین شده، به اردوگاه کار اجباری نازی فرستاده می‌شود. او برای دور نگاه داشتن پسر کوچکش از واقعیت ترسناک و بی‌رحم جنگ، رخدادها را یک مسابقه و بازیِ هیجان‌انگیز جا می‌زند… در این فیلم نیز خشونت‌ برنامه‌ریزی‌شده طی جنگ به‌خوبی به نمایش کشیده شده است!
صفر تا سکو، محصول ایران، ‌1395
داستان فیلم، روایت زندگی خواهران منصوریان، قهرمانان ووشوی جهان است. شرایط بسیار سخت زندگی این سه خواهر و تلاش و مبارزه آنان با این شرایط برای رسیدن به هدف بزرگ قهرمانی، آن‌قدر زیبا به تصویر کشیده شده است که بیننده لحظه به لحظه با نگرانی‌ها و مشکلات و شادی‌های آنها همراه می‌شود تا در نهایت مقام قهرمانی جهان را همراه آنان تجربه کند!
کمپ ایکس‌ری (camp x-ray)، محصول آمریکا، ‌2014
فیلم، داستان زندگی یک زندانی زندان گوآنتانامو است. او که فرد مسلمانی است، بعد از حمله 11 سپتامبر، به اتهام دست داشتن در این ماجرا دستگیر می‌شود. همان‌طور که فیلم نشان می‌دهد، بی‌گناهی این فرد ثابت می‌شود، ولی امکان آزادی او هم وجود ندارد و بنابراین به‌نوعی محکوم است که تا پایان عمر در همین شرایط زندگی کند. در چنین شرایطی شخصیت اصلی فیلم تمام تلاش خود را به‌کار می‌گیرد تا بتواند با محیط سازگار شود و به خواسته‌هایش برسد! همزمان در فیلم شاهد واکنش‌های دیگر زندانیان (که به اتهام مشابه بازدداشت شده‌اند) هستیم، از انفعال تا خشونت! خشونت ساختاری و عیان نسبت به زندانیان کاملاً مشهود است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

*

code

فهرست