نشست “نگاه نوین به مقوله­‌ی اشتغال و بیکاری” مهر ماه 1388 با حضور جمشید عدالتیان شهریاری در مؤسسه رحمان برگزار شد.

در کشور آلمان، یکی از انجمن‌ها یا احزاب برنامه­‌ای را طراحی کرده است به­ نام آینده‌ی 2020. هدف از این برنامه، داشتن کشوری آزاد، حمایت­گر، کودک­ دوست و… است. دموکراسی و توسعه‌ی پایدار و امکان تحصیلات بیشتر و حقوق برابر برای همه بدون تبعیض­ های سنی، نژادی و جنسیتی از دیگر اهداف این برنامه است. قسمت عظیمی از این چشم‌­انداز مسائل اجتماعی را دربرمی­‌گیرد. از آن جمله می­‌توان از بیمه‌ی اشتغال نام برد. ما در حال حاضر در کشور خود بیمه­‌ی بیکاری داریم ولی بیمه­‌ی اشتغال نداریم.

پروفسور گونتا اسمیت فعال در زمینه­‌ی بازارهای کار آلمان، در این زمینه چنین توضیح می­‌دهد: شرایط بازار کار در دنیای جدید تغییر کرده است، از مشخصه‌های جدید آن می­‌توان به این موارد اشاره کرد: 1- هیچ­کس نمی‌تواند مطمئن باشد شغل انتخابی­‌اش تا پایان بازنشستگی ادامه خواهد داشت. 2- دوران گذر (عبور) روز به ­روز پیچیده‌تر می‌شود. یک مثال از دوران گذر که پیچیدگی خاص خود را دارد، عبارت است از عبور از دوران تحصیل به دوران کار.

به دلیل تغییرات جدید در بازار کار و ریسک­‌های احتمالی که هیچ­کس نمی‌­تواند به پایداری شغلی که دارد، مطمئن باشد، به بیمه­‌ای احتیاج داریم که بیمه‌ی اشتغال نام دارد. البته باید توجه کرد که شرایط بازار کار و اوضاع اجتماعی- اقتصادی آلمان با شرایط کشور ما بسیار متفاوت است. بنابراین هدف ما در اینجا تنها مطرح کردن مفاهیم جدیدی است که در کشور ما كمتر به آن­ها پرداخته شده است. ارقام و اعداد مربوط به کشورهای اروپایی است.

آقای گونتا اسمیت از پنج ریسک دوران گذر نام می­‌برد و پس از آن تئوری کار را بر اساس دو مقوله تشریح می­‌کند: 1- سیاست­‌های اجتماعی خطر (چگونگی مدیریت کردن خطرات اجتماعی و برعهده گرفتن مسئولیت این خطرات) و 2- تئوری تصمیم­‌گیری (کشورهای پیشرو چه راه­‌حل‌هایی را در خصوص ریسک‌ها در پیش گرفته­‌اند). در نهایت نیز مدل خود را در قالب بیمه‌ی اشتغال مطرح می­‌کند.

در انتها به دو جنبه‌ی اخلاقی و اجتماعی بیکاری نیز پرداخته می‌­شود.

شهریاری در نشست “نگاه نوین به مقوله­‌ی اشتغال و بیکاری” از پنج ریسک گفت:

1- چگونه یک فرد از دوران تحصیل خود وارد بازار کار شود؟ راه عبور از مدرسه و دانشگاه به بازار کار، بسیار پیچیده شده است. در کشور ما نیز حدود 27 تا 35 درصد بیکاری به این گروه اختصاص دارد. در کشورهای مختلف از قراردادهای موقت (یا آموزشی) به عنوان راه­‌حلی برای این ریسک استفاده می­‌شود، چرا که برای کارفرما استخدام دائم فردی که به مهارت داشتن یا نداشتن او اطمینان ندارد، هزینه­‌ی زیادی دربردارد. این که این قراردادهای موقت به قراردادهای دائم تبدیل شود یا نه خود مسأله­‌ی دیگری است.

شاهدی که می­‌توان در این خصوص ارائه کرد این است که سیستم آموزش فنی حرفه­‌ای آلمان یکی از بهترین‌­ها در جهان است، با اين حال در اين سيستم حدود 15 درصد جوانان فاقد هرگونه مهارت شغلی هستند. در کشور ما می‌­توان این حد را برابر با مدرک راهنمایی یا دبیرستان در نظر گرفت و می‌­دانیم که احتمال این که فردی با داشتن مدرک راهنمایی یا دیپلم بتواند به صورت دائم وارد بازار کار شود، بسیار پائین است، این افراد جزء گروهی هستند که دستمزدهای بسیار پائینی دارند و اولین گروهی هستند که در بحران­‌های اقتصادی بیکار می­‌شوند.

2-دومین ریسک به انواع اشتغال می‌­پردازد. از آنجا که در دنیای امروز رده­‌های شغلی بسیار فراوان شده‌­اند، فردی که می­‌خواهد وارد بازار کار شود، باید تصمیم بگیرد که می­‌خواهد خویش­‌فرما باشد یا جایی استخدام شود. کار پاره­‌وقت یا تمام­‌وقت داشته باشد، آیا می­‌خواهد قرارداد موقت داشته باشد یا دائم، آیا حاضر است مأموریت اداری برود یا این که به شغل ثابت صبح تا بعد از ظهر می­اندیشد؟

انتخاب هر یک از این گزینه‌ها به پیامدهای متفاوتی می­‌انجامد.

موضوع دیگر این است که ممکن است فردی با وجود شاغل بودن، باز هم قادر به گذران زندگی خود نباشد، که به این مورد اصطلاح “فقر در کار” گفته می‌­شود. این واقعه در کشورهای اروپایی نیز وجود دارد ولی در کشور ما به وضعیت حادی رسیده است.

3- ریسک سوم مسأله­‌ی هماهنگی میان زندگی کاری و خانوادگی است. این ریسک به­ ویژه در مورد خانم­‌ها بسیار اهمیت دارد. در کشورهای اروپایی حدود 90 درصد و در ایران حدود 63 خانم­‌ها مشغول به تحصیل و کار هستند، ولی بعد از بچه­‌دار شدن، بخش قابل توجهی از این گروه خانه­‌نشین می­‌شوند و هنگامی که بعد از چند سالی می­‌خواهند دوباره به سرکار برگردند، علاوه بر این که با سختی زیادی همراه است، حقوق کمی را هم دریافت می‎­کنند. این امر در کشورهای سنتی پررنگ­تر است.

4- ریسک چهارم، ریسک میان بیکاری و اشتغال است، همان­طور که صحبت شد، هیچ­کس نمی­‌تواند مطمئن باشد که بعد از به­ دست آوردن کار دیگر بیکار نمی‌شود، این امر ممکن است چندین بار به وقوع بپیوندد. غیر از فراوانی احتمالی این امر، موضوع دیگر مدت زمانی که است فرد در جست­‌وجوی شغل جدید بیکار مانده است. قبلاً این مدت حداکثر سه یا چهار ماه بود، ولی در حال حاضر ممکن است حتی این مدت یک سال یا بیشتر از آن نیز  طول بکشد. در دهه‌­ی 30 و 40 در اروپا، هفت درصد مردم اعلام کردند در دوران کاری خود بیکار شده­‌اند. این رقم در دهه‌­ی 50 قرن گذشته به 20 درصد و در دهه­‌ی 60 و 70 به 27 درصد رسیده است و در حال حاضر بالای 30 درصد است. یعنی این که یک­ سوم افراد از زمان وارد بازار کار شدن تا زمان بازنشستگی حداقل یک یا دو بار بیکار شده‌اند. این امر در ایران در خصوص شغل­‌هایی مانند بنایی و آهنگری و از این قبیل به وفور دیده می­‌شود.

5- ریسک دیگر، فاصله­‌ی میان بازنشستگی و ورود جدید به بازار کار است. احتمال این که یک فرد پس از بازنشستگی بتواند شغل جدیدی پیدا کند، بسیار کم است.

سؤال این است که چگونه باید با این ریسک‌ها مقابله کرد؟ دو مورد برای پاسخ به این پرسش مطرح شده است: 1- تحرک و انعطاف‌­پذیری، 2- بیمه­‌ی اشتغال.

نکته این است که ریسک­‌های ذكرشده خیلی قابل پیش‌بینی و محاسبه نیستند. تئوری مدیریت اجتماعی ریسک از نظر آقای اسمیت، عبارت است از به­ کارگیری منابع به گونه‌ای که در یک فضای نامطمئن بیشترین سود حاصل آید.

چه کسی مسئول این ریسک­‌هاست؟ آیا فرد مسئول است؟ جامعه مسئول است یا بنگاه‌­های اقتصادی؟

میزان مسئولیت در مورد این ریسک­‌ها تعیین­ کننده­‌ی این امر است که چگونه می‌­توان یک تعاونی بیمه را به ­وجود آورد؟ در کشور ما بیشتر این مسئولیت‌ها بر عهده­‌ی خود شخص است و بنابراین این امر قابل­ قبول نیست. در این زمینه می‌­توان به دو دسته عوامل درونی و برونی اشاره کرد: این که فرد چه کاری را انتخاب نماید، مسئولیت فردی است، برای مثال شخصی که کار هنری را انتخاب می­‌کند، ریسکی این­ چنینی را می‌پذیرد که یا در فقر می­‌میرد یا در ثروت بسیار. کسی که در شغل آزاد کار می­‌کند این ریسک را می­‌پذیرد که گاهی قرارداد دارد و گاهی ندارد. این به مسئولیت فردی برمی­‌گردد. ولی یک سری عوامل هستند که خارج از توان فرد است و جامعه آن­ها را تأمین می­‌کند. این امر برمی­‌گردد به این که آیا منابع به عدالت میان افراد تقسیم شده است؟ برای مثال ما نمی‌­توانیم همه­‌ی بار آینده­‌ی بیکار فردی را که در نقطه­‌ی دورافتاده­‌ای از ایران به دنیا می­‌آید که امکان ادامه تحصیل برایش مهیا نیست، بر عهده­‌ی مسئولیت فردی او بگذاریم، در این جا جامعه نیز مسئول است.

نوع دیگری از ریسک، ریسک میان سود و زیان است. برای مثال افراد وقتی که پای سود در میان است، سود مطمئن را به سود نامطمئن ترجیح می­‌دهند. حالت دیگر این است که در صورت وجود ضرر، گزینه‌­ای را انتخاب می­‌کند که به نظر متضمن ضرر كمتر است، زیرا فکر می­‌کند ضرر به سراغ او نمی­‌آید. سومین حالت ریسک این است فرد اصلاً باور نمی­‌کند این خطر ممکن است برایش به­ وجود بیاید. فرد ریسک‌­های دور را کمتر باور می‌­کند. برای مثال به گفته­‌ی کارشناسان امکان وقوع زلزله در تهران زیاد است، ولی افراد خود را بیشتر بیمه­‌ی پزشکی می­‌کنند تا بیمه‌ی زلزله، زیرا این امر را که بیمار شوند، محتمل‌تر می‌بینند تا وقوع زلزله را. هدف بیان این نوع ریسک‌ها چیست؟

اگر قرار باشد بیمه‌­ای به­ وجود آید که ریسک­‌ها را پوشش دهد (بیمه‌ی اشتغال)، مرحله­‌ی اول این است که قبول کنیم این بلاها ممکن است به سر خود ما هم بیاید. افراد خیلی باور نمی­‌کنند که روزی ممکن است خود آن­ها نیز بیکار شوند، خانم­‌ها خیلی باور نمی­‌کنند که ممکن است بعد از بچه‌دار شدن دیگر نتوانند کار پیدا کنند.

باید قبول کنیم که پیدا کردن کار با رابطه برای جوانان بیکارمان، راه‌حل اجتماعی نیست، بنابراین این که جامعه چه مقدار از مسئولیت این ریسک را بپذیرد به این برمی‌­گردد که چه منافعی دارد. بازار کار بسیار در حال تغییر و تحول است، عمر کالاها به زودی به سرمی­‌آید، آموزه‌های افراد به سرعت کهنه می‌شود. آقای اسمیت به همین موضوع توجه کرده و صندوق بیمه‌ی اشتغال ایشان به بازآموزی توجه می­‌کند. از نظر هزینه­، علاوه ­بر کمک دولت (برای مثال از طریق کم­ کردن مالیات)، خود فرد و بنگاه‌­ها نیز باید وجهی را به این موضوع اختصاص دهند، تا قبل از این که فرد بیکار شود، آموزش‌های لازم را ببیند.

موضوع دیگر افکت درآمدی است. بدین معنی که وقتی قصد تغییر شغل دارید، از زمان رهاکردن شغل اول تا پیدا کردن شغل دوم، نیاز دارید بتوانید مخارج زندگی‌­تان را تأمین نمایید. بیمه‌­ی بیکاری این امر را پوشش نمی­‌دهد.

این مدیریت خطرهای اقتصادی را می­‌توان در مسائل اجتماعی نیز به ­کار برد، تا پی برد که مثلاً چقدر می­‌توان در خصوص معضل اعتیاد، از مسئولیت فردی یا مسئولیت اجتماعی صحبت به میان آورد.

به ­طور کلی در بیمه­‌ی اشتغال که در کنار بیمه­‌ی بیکاری مطرح می­‌شود، هم جامعه، هم خود فرد و هم بنگاه­‌های اقتصادی در قبال ریسک‌های پنج­گانه مسئول هستند. پیشنهاد شکل­‌گیری صندوق در این زمینه، باعث می‌­شود افراد احساس اطمینان داشته باشند که در طول زندگی کاریشان، کار خواهند داشت.

در کشور ما با این که برای اخراج کارکنان قوانینی وجود دارد (که مثلاًً سنوات به آنها پرداخت شود)، احساس عدم اطمینان شغلی بسیار زیاد است. بنابراین شکل­گیری این صندوق که می‌­تواند بازار کار را تحت تأثیر قرار دهد، بسیار مهم خواهد بود، به­ خصوص برای جوانان که می­‌خواهند با توجه به تحصیلات خود وارد بازار کار شوند. این صندوق می­‌تواند با شفاف‌سازی فضای موجود از میزان احتمال ریسک­‌ها بکاهد و باعث شود حداقل کسانی که وارد بازار کار شده ­اند، بیکار نشوند. در جامعه­‌ی ما بسیار بر مسئولیت فردی تأکید می­‌شود و سهم دولت نادیده گرفته می­‌شود، که این امر درست نیست. در قانون اجتماعی مفادی وجود دارد مبنی بر این که همه باید تحصیل کنند، همه باید کار داشته باشند و… با عملیاتی کردن این دیدگاه می‌­توان بهتر به این اهداف پوشش داد.

به­ طور خلاصه تا به حال نوع نگاه بدین گونه بوده است که چه کار کنیم که اگر فردی بیکار شد، حداقل تا حدودی بتوانیم کمبود درآمد او را جبران نماییم، حال این نگاه مطرح شده است که چه کار کنیم تا فرد بیکار نشود و از نوعی امنیت شغلی برخودار باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

*

code