نشست “سلامت اجتماعی و آموزش” آذر ماه 1392 با حضور محمد توکل کوثری در مؤسسه رحمان برگزار شد.

در حدود 20 سال است که مفهوم سلامت اجتماعی، هم در محافل بین‌المللی و هم خوشبختانه در محافل علمی کشورمان طرح جدی‌تری پیدا کرده است. این مفهوم، ابزار بسیار خوبی برای سنجش وضعیت کشورها، سنجش مقایسه‌ای بخش‌های یک کشور، و مقایسه یک کشور با کشورهای دیگر، عقب‌تر یا جلوتر از آن است. بنابراین، سلامت اجتماعی، اگرچه یک مفهوم جامعه‌شناختی است، ولی یک مفهوم آسیب‌شناختی مطرح در مطالعات اجتماعی و تطبیقی نیز هست. یکی از دلایل توجه به این مفهوم، آن است که نوعی جمع‌بندی از شرایط اجتماعی جامعه‌ای خاص را نشان می‌دهد و به جهت گستردگی خود می‌تواند شاخص و ابزار تحلیلی خوبی برای جامعه‌شناسان، آسیب‌شناسان اجتماعی و برنامه‌ریزان باشد.

در مطالعه‌ای که انجام شد، هدف این بود که مفهوم سلامت اجتماعی را -که هنوز در مورد تعریف، مشخصه‌ها ‌و مؤلفه‌های آن در جهان اجماع نظری وجود ندارد- تبیین کنیم و آن را در ادبیات نظری دنیا و در مطالعات کشور خودمان در دهه‌های اخیر بررسی کرده، همچنین برداشت‌های مفهومی و نظری و تصویری از مشخصه‌ها و مؤلفه‌های آن به دست دهیم. در این زمینه، مطالب اساسی نظری انگلیسی و حتی کارهایی که در کشورهای غیر انگلیسی‌زبان انجام شده و به انگلیسی ترجمه شده بود، بررسی شد و خوشبختانه چند محقق در کشور خودمان نیز موضوع سلامت اجتماعی را مطرح نموده، در مورد آن کار کرده بودند. پس از کار نظری و تطبیقی داخلی و خارجی، فراتحلیلی درباره مقالات و تألیفات (به صورت کتاب، مقالات چاپ‌شده، رساله‌ها و گزارش‌های تحقیقی) که هم موضوع سلامت اجتماعی و هم مسائل مربوط به آموزش و پژوهش را مطرح کرده بودند، انجام دادیم. تقریباً کل کار قابل دسترس در بیست سال گذشته بررسی و چکیده‌های آنها استخراج شد.

قبل از آن که وارد بررسی یافته‌ها شوم، باید بگویم مفهوم سلامت اجتماعی (که مفهوم جدیدی است) در کنار دو مفهوم قدیمی‌تر و جاافتاده‌تر سلامت قرار می‌گیرد و این سه مفهوم در کنار یکدیگر در مطالعات بین‌المللی، هم در محافل علمی و هم در محافل سیاست‌گذار، استفاده می‌شود. سلامت در نگاه کلاسیک و عمومی‌تر، سلامت جسمانی است. در فرهنگ‌های مختلف، سلامت در درجه اول به معنای آن است که فرد از نظر جسمانی، سلامت باشد. دومین مؤلفه سلامت که بعداً به ادبیات و ذهنیت عمومی وارد شد، سلامت روانی بود. تا بیست یا سی سال پیش، وقتی صحبت از سلامت می‌شد، تصوری که از سلامت وجود داشت، در درجه اول، سلامت جسمانی، و در کنارش، سلامت روانی بود. اما در بیست یا سی سال گذشته، مفهوم دیگری از سلامت وارد شد که همان سلامت اجتماعی است و در این مدت، تأکید بر این مؤلفه، در مقابل سلامت جسمی و روانی، بیشتر شده است، زیرا این تصور به وجود آمده است که این دو مفهوم، به مفهوم سوم (یعنی سلامت اجتماعی) موکول هستند و اگر سلامت اجتماعی وجود نداشته باشد، هر دوی سلامت جسمانی و روانی به خطر می‌افتد. در نتیجه، اگرچه مفهوم سلامت اجتماعی، مفهوم جدیدتری است، ولی اهمیت آن به‌طور فزاینده‌ای افزایش می‌یابد.

پس از مطالعه نظری و مفهومی، این امر بررسی شد که در کشور ما، از دید آموزش و پژوهش چقدر در این مورد کار شده است؟ و پس از آن برای مقایسه تطبیقی وضعیت کشور در این زمینه، کم و کیف مراجعه به سلامت اجتماعی در کشور خودمان با دو کشور دیگر، یعنی مالزی (کشوری آسیایی و در حال توسعه که تقریباً هم‌رتبه و شبیه خودمان است) و آمریکا (که کشوری پیشرفته است) بررسی شد. ولی چون انجام این کار در سطح تمام تألیفات و کارها امکان‌پذیر نبود، سه مجله مهم آموزشی- پژوهشی این سه کشور را در طول دو سال اخیر، بررسی و از نظر محتوایی، تحلیل کردیم و مقالات آنها را درباره سلامت اجتماعی ارزیابی نمودیم تا ببینیم که وضعیت ایران در مقایسه با این دو کشور چگونه است.

در طول مطالعه، ادبیات نظری داخلی و خارجی را مرور کردیم تا ببینیم که سلامت اجتماعی چیست و چه مؤلفه‌هایی برای آن وجود دارد. به این ترتیب، تقریباً 14 یا 15 مجموعه شاخص بین‌المللی سلامت اجتماعی در کشورهای مختلف (و به ویژه، در آمریکای شمالی و اروپا) وجود داشت که آنها را مرور کردیم. در این مطالعه، ادبیات نظری سلامت اجتماعی به انگلیسی و فارسی مرور شده است و شاخص‌های مهم و پرمراجعه، از قبیل اونتاریو[1]، کنتیکت[2]، ورمونت[3]، تامپسون[4]، میرینگوف[5] و همین‌طور، شاخص‌های پیشنهادی محققان ایرانی (مانند دکتر رفیعی و دکتر موسوی) آورده شده‌اند. غیر از این، کارهای نظری دیگری که یا به منابع اشاره شده در بالا یا به کارهای کم‌اهمیت دیگری ارجاع داشت، نیز بررسی شد. حاصل این کار در جدول 1 آمده است. در واقع، هم در کارهای داخلی و هم در کارهای خارجی که موضوع سلامت اجتماعی را بررسی کرده‌اند، می‌توانیم این ابعاد را بیابیم. این ابعاد، ابعاد سلامت اجتماعی است که در آن، چند محور اصلی داریم که هر کدام از آنها نیز چند مؤلفه کوچک‌تر‌ دارند.

جدول1: فهرست جامع و طبقه‌بندی‌شده ابعاد و محور‌های سلامت اجتماعی

ابعاد محورها
الف- معیشتی و اقتصادی الف-1. دسترسی به مسکن و آب مناسب
الف-2. توسعه اقتصادی، نبود فقر و درآمد سرانه
الف-3. کاهش درصد بیکاری و وضع مطلوب اشتغال
الف-4. محیط کار حامی فرد و خانواده
ب- اجتماعی ب-1. صلح، امنیت یا احساس امنیت
ب-2. توزیع مناسب درآمد و عدالت اجتماعی، قومی- نژادی، منطقه‌ای و قضایی
ب-3. وجود شبکه‌های ارتباطی و حمایتی کافی
ب-4. توسعه مهارت‌های اجتماعی و مهارت‌های زندگی
ب-5. مشارکت اجتماعی
ب-6. رعایت اخلاق اجتماعی
ب-7. وجود امکانات تفریحی کافی و مناسب
ب-8. دسترسی به سامانه‌های ترابری و حمل‌ونقل مناسب
ج-آسیب‌های اجتماعی ج-1. کاهش میزان تولدهای تک‌والدی
ج-2. کاهش نرخ خودکشی
ج-3. پایین بودن سوء مصرف مواد
ج-4. مهار الکلیسم و سوانح ناشی از آن
ج-5. کاهش میزان کودک‌آزاری و سوء استفاده از کودکان
ج-6. کاهش میزان جرم و بزهکاری
ج-7. کاهش خشونت در رفتارها و مناسبات اجتماعی
ج-8. کاهش میزان طلاق
د- سلامت د-1. کاهش میزان مرگ‌ومیر نوزادان
د-2. دسترسی به خدمات سلامت و پوشش فراگیر بیمه
د-3. تعداد بیماران روانی تحت مراقبت در مراکز تخصصی
هـ- جمعیتی هـ-1. رشد کنترل‌شده جمعیت
هـ-2. افزایش امید به زندگی
هـ-3. کاهش میزان بارداری و زایمان مادران نوجوان یا بی‌سواد
هـ-4. کاهش میزان متولدان کم‌وزن، باتأخیر یا بدون مراقبت‌های پیش‌ازتولد
و- آموزشی و-1. آموزش و پرورش همگانی
و-2. کاهش نرخ ترک تحصیل یا عدم ثبت نام در مدرسه
و-3. تعداد دانش‌آموختگان دبیرستانی
و-4. توسعه دانش و منابع انسانی
ز- محیط زیست ز-1. محیط زیست پاک و امن
ز-2. مصرف مسئولانه منابع که ضامن پایداری درازمدت آنها باشد

 

حاصل مطالعه ما این است که سلامت اجتماعی وقتی تحقق پیدا می‌کند که جامعه‌، سالم باشد و جامعه سالم نیز با این مشخصه‌ها بیان می‌شود. اگر پژوهشگران و محققان بخواهند هم وضعیت کلی کشور و هم روند سلامت اجتماعی را دریابند، می‌توانند از این جدول استفاده کنند. این جدول، جدول جامعی است که اگر بانک‌های اطلاعاتی ما کامل شوند، می‌تواند معیار خوبی برای یافتن روند توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و در نهایت، رسیدن به جامعه سالم، هم در کل کشور و هم در استان‌ها و شهرهای مختلف باشد و مقایسه کشورمان را با کشورهای دیگری که پایین‌تر یا بالاتر از ما هستند، ممکن کند. در نتیجه، این جدول، ابزار سنجش خوبی برای برنامه‌ریزان، آسیب‌شناسان، جامعه‌شناسان، و محققان اجتماعی است که مؤلفه‌های فراگیری را در ذیل محورهای مختلف، برای سنجش وضعیت سلامت اجتماعی کشور جامع کرده است. ما از میان منابع قابل دسترس که هم مسئله سلامت اجتماعی را در ایران بررسی کرده باشد و هم به آموزش و پژوهش مربوط باشد، جمعاً 232 اثر را در دو دهه گذشته شناسایی کردیم که توزیع فراوانی آنها به شرح جدول 2 است.

جدول2: توزیع فراوانی موضوعات پژوهش‌های آموزشی در حوزه سلامت اجتماعی ایران

محور موضوع فراوانی درصد فراوانی
1 توسعه اقتصادی، نبود فقر و درآمد سرانه 26 2/11
2 کاهش بیکاری و وضع اشتغال 27 6/11
3 توزیع درآمد و عدالت اجتماعی 24 3/10
4 مهارت‌های اجتماعی 20 6/8
5 مشارکت اجتماعی 15 5/6
6 رعایت اخلاق اجتماعی 9 9/3
7 کاهش نرخ خودکشی 3 3/1
8 کاهش میزان جرم 9 9/3
9 کاهش خشونت در رفتارها و مناسبات اجتماعی 3 3/1
10 دسترسی به خدمات سلامت و پوشش فراگیر بیمه 5 2/2
11 رشد کنترل‌شده جمعیت 5 2/2
12 دانش و منابع انسانی 86 37
13 سایر محورها . .
کل 232 100

 

از 33 مؤلفه سلامت اجتماعی در جهان که از جدول 1 نتیجه می‌شود، فقط 12 تای آنها در کشور ما کار شده است. همانطور که در جدول مشاهده می‌شود، پژوهش‌های آموزشی مرتبط با حوزه سلامت اجتماعی ایران، بیشتر بر موضوع توسعه منابع انسانی متمرکز بوده است. پس از محور “دانش و منابع انسانی” با فراوانی 86، در میان سایر محورهای مورد بررسی، محورهایی که به طور عینی‌تر با مفهوم توسعه اقتصادی و اجتماعی مربوط هستند (یعنی سه محور نخست، نبود فقر و درآمد سرانه، کاهش بیکاری و اشتغال، و عدالت اجتماعی) نیز دارای حجم نسبتاً قابل قبول تحقیقات و تألیفات پژوهشی بوده‌‌اند.

کمترین میزان تمرکز پژوهش‌های انجام‌شده را در موضوعات مهمی مانند خودکشی، خشونت، بیمه و رشد جمعیت مشاهده می‌کنیم. بنابراین لازم است با تخصیص بودجه و برانگیختن توجه پژوهشگران سعی شود تا کم و کیف پژوهش در این حوزه‌ها (که در جامعه ما در حال تبدیل به مسأله اجتماعی است) ارتقا یابد.

جدول3: توزیع فراوانی پژوهش‌های آموزشی حوزه سلامت اجتماعی ایران بر حسب نوع نوشتار

ردیف نوع نوشتار فراوانی درصد فراوانی
1 پایان‌نامه 81 9/34
2 مقاله 66 4/28
3 کتاب 36 5/15
4 طرح پژوهشی 45 4/19
5 گزارش دولتی 4 7/1
کل 232 100

 

جدول 4: توزیع فراوانی پژوهش‌های آموزشی حوزه سلامت اجتماعی ایران بر حسب سال انتشار

ردیف دوره زمانی (سال) فراوانی درصد فراوانی
1 59-50 4 4/2
2 69-60 6 6/3
3 79-70 79 2/48
4 91-80 75 7/45
کل 164 100

 

مشاهده می‌شود که در دهه هفتاد خورشیدی، نسبت به سال‌های قبل در ایران، پژوهش‌های آموزشی بیشتری در ارتباط با سلامت اجتماعی انجام شده است. این روند در دهه هشتاد با کاهش مختصری همراه بوده است.

براي رسیدن به يك برداشت تطبيقي، به تحلیلی مقایسه‌ای از مقالات منتشرشده در دو سال اخیر (منتهی به سال 2012) در سه مجله حوزه پژوهش‌هاي آموزشی، متعلق به سه کشور ایران، آمریکا و مالزی، پرداختیم:

  • Iranian Journal of Educational Systems
  • American Journal of Education
  • Malaysian Journal of Education

به لحاظ الگوی توزیع مقالات، شاهد تعداد چشمگیر مقالات مرتبط با محورهای اجتماعی در مجله آمریکايي هستیم که نشان‌دهنده اهمیت این دسته از محورهای سلامت اجتماعی برای پژوهشگران آمریکایی است: محورهایی مثل صلح و امنیت، عدالت اجتماعی، مشارکت، وجود شبکه‌های ارتباطی و حمایتی و… در واقع نه تنها تعداد مقالات مجله آمریکایی چند برابر مقالات مجله ایرانی است، بلکه حوزه‌های حساس اجتماعی و اقتصادی را نیز بیشتر مورد بحث قرار داده است. در صورتی که ما بیشتر در مورد منابع انسانی و آموزش کار کرده‌ایم، چرا که مقالات ما بیشتر از طریق دانشگاه‌ها کار شده است و بنابراین بیشتر به امور آموزشی پرداخته‌ایم.

جدول 5: فراوانی مقالات مرتبط با ابعاد سلامت اجتماعی

ابعاد تعداد مقاله درصد
مجله ایرانی الف) معیشتی- اقتصادی 1 9
ب) اجتماعی 6 5/54
ج) آسیب‌های اجتماعی 0 0
د) سلامت 0 0
هـ) جمعیتی 0 0
و) آموزشی 4 5/36
ی) محیط زیست 0 0
کل 11 100
مجله مالزيايی الف) معیشتی- اقتصادی 1 5/3
ب) اجتماعی 16 55
ج) آسیب‌های اجتماعی 1 5/3
د) سلامت 0 0
هـ) جمعیتی 1 5/3
و) آموزشی 10 5/34
ی) محیط زیست 0 0
کل 29 100
مجله آمريكايی الف) معیشتی- اقتصادی 6 4/15
ب) اجتماعی 23 59
ج) آسیب‌های اجتماعی 0 0
د) سلامت 0 0
هـ) جمعیتی 0 0
و) آموزشی 10 6/25
ی) محیط‌زیست 0 0
کل 39 100

 

آنچه که مجله آمریکایی را تا حدودی متمایز می‌سازد، اختلاف قابل توجه تعداد مقالات این مجله در محور‌های بعد اول (یعنی شاخص‌های معیشتی و اقتصادی) است. شاخص‌هایی مثل اشتغال، محیط کاری و درآمد در این مجله، به نسبت دو مجله دیگر، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این موضوع می‌تواند نشان‌دهنده جایگاه اساسی اقتصاد، کار و تولید در نظام ارزش‌های آمریکایی باشد.

به عنوان جمع‌بندی باید بگوییم که تحقیقات ایرانی در این حوزه، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی، تا سطح قابل قبول بسیار فاصله دارد. بنابراین، امیدواریم که در آینده، هم دست‌اندرکاران، هم مؤسسات علمی، و هم پژوهشگران، قدم‌های اساسی‌تری در زمینه سلامت اجتماعی، که مقوله‌ای حیاتی در جامعه ایران نیز هست، بردارند.

 

***‌ متن کامل نشست “سلامت اجتماعی و آموزش” در هشتمین پیش‌شماره نشریه داخلی به چاپ رسیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

*

code