“راه‌های بازگشت سیاست امید” عنوان سخنرانی حمیدرضا جلایی‌پور در اولین روز همایش علمی امید اجتماعی در ایران بود.

حمیدرضا جلایی‌پور، هیئت علمی دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سومین سخنرانی بود که در بخش بعدازظهر اولین روز همایش علمی امید اجتماعی در ایران به سخنرانی پرداخت.

وی که موضوع صحبت خود را بر پایه تعریف سیاست امید و بررسی راهکارها بازگشت این سیاست در سپهر اجتماعی ایران قرار داده بود، تاریخ چهاردهه پس از انقلاب ایران را حاوی امیدهای گوناگونی دانست که امروز خلا آن ها احساس می شود. همچنین تنها راه موثر بازگشت امید به سطح جامعه را اصرار و استمرار بر مسیر اصلاح طلبی دانستند. هر چند معتقد بودند در روش ها و تاکتیک های اصلاحات باید بازنگری های جدی صورت گیرد. در ادامه متن کامل سخنان ایشان را ملاحظه می فرمایید:

سیاست امید این نیست که حاکمیت رسمی مدام از امید سخن بگوید و جامعه مدنی و افکار عمومی اساسا گوش ندهد و باور نکند. بلکه زمانی که بالعکس باشد می توان از سیاست امید صحبت کرد. لذا سیاست امید یک حس عمومیست و یک عنصر کمک کننده در جهت اصلاح وضع جامعه در مسیر بهتر شدن. به عبارتی یک حس از جنس ایمان جمعی است که اتفاقا موتور محرکش دولت، جامعه مدنی و افکار عمومی به صورت توامان هستند.

حال از این دریچه به چهار دهه گذشته ایران پس از انقلاب نگاه می کنیم. از نظر من در این چهاردهه اتفاقا امید نقش پررنگی داشته است. در آغاز انقلاب شور امیدواری و حس مشترک خوشبینی به آینده چنان غالب بود که وقتی اعلام کردند خانه نخرید که همه خانه دار خواهند شد، چنان جامعه به این وعده باور داشت که برخی حتی خانه های خود را هم فروختند! پس از گذشت شور اولیه انقلاب، زمان جنگ فرا رسید و حس امیدواری برای دفاع از کشور بسیار پررنگ شد. در دوران سازندگی نیز حس عمومی ساخته شدن کشور بود و این باور شایع شد. در دوران اصلاحات نیز امیدهای سیاسی پررنگبود. وعده آزادی، تحقق جامعه مدنی، مطبوعات آزاد و … همگی وعده هایی بودند که غالب مردم به تحققشان امیدوار بودند.

در دوره مهرورزی نیز علی رغم آنکه قشر متوسط جامعه به شدن ضربه دید اما بخش هایی از مردم محروم و فقیر جامعه امید داشتند که وضعشان بهتر شود. پس از انتخابات 92 نیز مجددا حس امید به همه جامعه بازگشت. اما پس از انتخابات 96 به هر دلیل دولت فورا از وعده هایش عقب نشینی کرد و ارتباطش با بدنه ای که در انتخابات برایش بسیار زحمت کشید دچار مشکل شد. از سوی دیگر دولت موازی هم تمام تلاشش را کرد تا اعلام کند چیزی تغییر نکرده است. مجموع این اتفاقات باعث شد تا اتفاق عجیبی که در بعد از انقلاب ایران بی سابقه است رخ بدهد و جامعه سیاسی ایران امروز کاملا ناامید باشد. 80 درصد مردم گفته اند که معلوم نیست آینده بهتر از امروز باشد.

حال در این شرایط چگونه می شود سیاست امید را مجددا فعال کرد؟ چرا که راهکاری جز ایجاد امید نداریم. امروز سه جریان در فضا آنلاین وجود دارد که که دم از امید می زنند. گروه اول که در اعتراضات خیابانی اخیر خود را نشان دادند و به عقیده بنده می توان نام سرنگونی طلب به آنها داد، می گویند تنها امید باقیمانده تغییر رژیم است.گروه دوم را باید رفراندوم طلب ها نامید. آنها می گویند باید از مردم پرسید چه نوع رژیمی را می خواهند. آنها برخلاف گروه قبل که انقلاب خشن را طلب می کنند، می شود گفت به نوعی خواهان انقلاب آرام هستند. اما گروه سوم را باید اصلاح طلبان دانست که با هر گونه انقلابی مخالفند. این جریان هرچند غیرجذاب است اما در دودهه گذشته پیش رونده بوده است.

البته که برخی علت عدم توفیق درخشان اصلاحات را بی عرضگی اصلاح طلبان می دانند، اما باید اذعان داشت مشکل بزرگتر امروز ما و کانون اصلی انتشار ناامیدی در جامعه، نه بی عرضگی اصلاح طلبان که دولت موازی هست که وجود دارد و به شدت فعالیت می کند.

ما برای استقرار مجدد سیاست امید باید بر اصلاح طلبی غیر کاسب کارانه اصرار کنیم. همچنین باید در روش های اصلاح طلبی بازنگری های جدی انجام داد. در ضمن نیاز هست تا به صورت ملی حس خستگی ناپذیری و ایستادگی را به نمایش گذاشت. بنابراین معتقدم تنها راه بازگشت امید به جامعه ادامه دادن و تقویت مسیر اصلاحات است.

 

*** متن کامل سخنرانی “راه‌های بازگشت سیاست امید” در کتاب «امید اجتماعی؛ چیستی، وضعیت و سبب شناسی»  به چاپ رسیده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

*

code