نشست “گفت‌و‌گوی اجتماعی” با حضور مهدی حسین‌آبادی در موسسه رحمان برگزار شد.

گفت وگو چیست؟ ابزار بیانی برای برقراری ارتباط (شفاهی یا کتبی) است که احساسات ، عواطف و دانسته ها را منتقل می کند و از
ارکان مهم گفت وگو، فهم و درکی ست که از رهگذر آشنایی با زبان و جهان دیگری، به دست می آید.

همه کشورهای پیشرفته برای حل مشکلات شان به گفت وگوی اجتماعی پناه برده اند، ولی ما در ایران آن را فراموش کرده ایم. تضاد
میان همه آدم ها و در همه روابط وجود دارد، اما مهم این است که نگذاریم این تضادها و تفاوت ها به اختلافات جدی منجر شود. در
سده 02 اندیشمندانی بر گفت وگو به عنوان مفهومی جامع و چندبعدی تاکید کردند که می تواند امکان پذیرش تفاوت دیدگاه ها را
فراهم کند و راه را برای رسیدن به یک توافق و هدف مشترک، هموار نماید.

گفت وگوی اجتماعی از آن جا آغاز می شود که یک درد مشترک، اقشار گوناگون مردم را دغدغه مند می کند و میان آن ها بحث راه
می اندازد. در گفت وگوی اجتماعی باید به شنیده شدن صداهای گوناگون توجه کرد؛ نکند افراد بسیاری دیده نشوند و به حاشیه
رانده شوند. اگر گفت وگوی اجتماعی برای ما اهمیت دارد، باید از آزادی انجمن ها و حق ایجاد تشکل، چانه زنی جمعی و آموزش
گفت وگوی اجتماعی برای احزاب و سازمان ها آغاز کنیم. ما برای حل مسائل مان ناچاریم به گفت وگوی اجتماعی رو بیاوریم. نهاد
سیاسی ناگزیر است از این امکان بهره بگیرد. یکی از چالش های ما در ایران، بازمی گردد به این که نهادهای تصمیم گیری، حتی میان
خودشان هم نتوانسته اند گفت وگوی اجتماعی راه بیندازند.

گفت وگوی اجتماعی یک فضای امن ساختاری برای به دست آوردن تجربه مستقیم از امیدها، ترس ها، دیدگاه ها و ارزش های همگانی
برای تصمیم گیران شکل می دهد. وقتی گفت وگو نباشد، یک مشکل کوچک به چالشی بزرگ بدل می شود. اگر اختلافات مان از زبان
مشترک مان بیش تر و پررنگ تر باشد، گفت وگو شکل نخواهد گرفت. در جامعه مدرن، نمادهای مشترک باید باشند تا میان آدم ها
همدلی ایجاد شود؛ نمادهایی مانند پرچم.

از سویی نباید نمادهای مشترک میان نژادها و قومیت ها را طرد کرد. وقتی ما لباس یکسان بر تن همه قومیت ها کردیم، وقتی
یادگیری زبان واحد را برای شان اجباری کنیم، جلوی شکل گرفتن گفت وگوی اجتماعی را با آن ها گرفته ایم. در حالی که خود
قومیت ها می توانند به فرصت خوبی برای گفت وگوی اجتماعی تبدیل شوند. وقتی ما احساس کنیم که درباره هر چیزی آگاه هستیم
و همان آگاهی ما هم درست است، به طرف مقابل مان گوش نمی دهیم. باید زمینه های اجتماعیِ افزایش مهارت های گفت وگویی را
در جامعه مان به وجود بیاوریم.

آیا در کشور ما ثروت و قدرت و منزلت و دسترسی به داده ها، میان مردم پخش شده است؟ یا یک جا متورم شده؟ وقتی همه چیز
دست دولت باشد، دیگر او نیازی نخواهد داشت با من گفت وگو کند و هنگامی که احساس نیاز به گفت وگو نیست، یعنی درواقع
احساس نیاز برای حل مسائل نیست. ساختار توزیع منابع چگونه است؟ چه چیزی موجب می شود آدم ها در جامعه صرف نظر از
جایگاه و پایگاهی که دارند، احساس نیاز به گفت وگو با همدیگر بکنند و آن گفت وگو را به شکل گیری یک تصمیم مشترک برسانند؟

حسین‌آبادی در پایان نشست “گفت‌و‌گوی اجتماعی” افزود، در کشور ما، کالاهای فرهنگی، گفت وگو را رواج می دهند یا عدم گفت وگو را؟ میزان استقبال مردم از فیلم هایی بیش تر است که در آن حرف از جدایی و اختلافات است یا فیلم هایی که در آن ها حرف از تفاهم هاست؟ میدان های شهری، قهوه خانه ها، بوستان ها، مراکز خرید و دیگر فضاهایی که می توانند پاتوقی برای گفت وگو فراهم بیاورند، در ایران چه وضعیتی دارند؟ هنگامی که افراد در این فضاها رفت وآمد پویا داشته باشند، اصلا خودشان تبدیل به چشم ناظر می شوند و امنیت به وجود می آورند؛ دیگر نیازی به نگهبان و دژبان نخواهد بود. پیش ترها مساجد چنین کارکردی داشتند و اصلا خیلی از احزاب سیاسی معاصر، از مساجد شکل گرفته اند. در کشور ما از پیشرفت اقتصادی، بسیار می گویند و بحث می شود، درحالی که توجه ندارند امر اجتماعی، در امر اقتصادی حک شده؛

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

*

code