تقلب در کنکور و عدالت آموزشی

محمدرضا نیک‌نژاد، آموزگار

در یکی دو سال گذشته موضوع تقلب در کنکور یکی از نگران کننده ترین خبرها درباره این آزمون سرنوشت ساز بوده است. گرچه فروش سوالات آن در فضای مجازی، فروش صندلی های رشته های پر طرفدار و بکارگیری ابزارهای نو و پیچیده در راستای تقلب در آن به شکل شایعه شنیده می شد  اما ورود بیش از هزار داوطلب از راه خرید سوالات، پیگیری های قضایی آن و از همه زشت تر سخنان وزیر علوم درباره این که با توجه به دانشجو شدن متقلبین امکان اخراج آن ها از دانشگاه وجود ندارد، موضوع را به سطح دیگری برده و افزون بر تایید تقلب، ناتوانی در برخورد با مجرمان و شاید هم دفاع از  آنان، این داستان را برای جامعه بیش از پیش حساسیت برانگیز کرد.

بی گمان در این باره می توان بسیار سخن گفت و موضوع را  از زاویه های گوناگون بررسی و تحلیل کرد اما این یادداشت کوتاه داستان تقلب در کنکور را از زاویه عدالت آموزشی و زخمی که بر چهره آن نشانده وارسی می کند.

بر کسی پوشیده نیست  که کنکور در کشور ما به یک فرهنگ آموزشی با بنیان های استوار بدل شده و آنچنان منافع اقتصادی پیرامونش شکل گرفته که حتی تغییرات اندک در آن با مقاومت و سنگ اندازی های سود برندگان در لایه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبرو خواهد شد. از دیگر سو بسیاری از خانواده‌ها به ویژه در لایه های متوسط به پایین برای گذار به لایه‌های بالاتر اقتصادی-اجتماعی همچنان چشم به کنکور و دانشگاه دوخته و در دوران تحصیل فرزندان‌شان از هیچ هزینه مادی و غیر مادی دریغ نمی کنند. اما آن چه که در یکی دو دهه گذشته رخ داده بالا رفتن این هزینه‌ها، به ویژه در بخش مادی آن، بوده است. این افزایش هزینه به ویژه برای قبولی در رشته های پر هوادار مانند پزشکی، احتمال آمادگی فرزندان خانواده‌های نا‌برخوردار‌ تر برای کنکور را بسیار اندک کرده و در بیشتر موارد تنها راه پیش روی آنان را تلاش جان‌فرساتر و البته پر استرس تر قرار داده است.

با همه این افزایش هزینه ها این تنها راه می‌توانست و می‌تواند برای این خانواده ها امیدبخش باشد و تا اندازه‌ای روزنه‌ای باشد برای عدالت آموزشی کمتر فراگیر. اما تقلب در کنکور، شمار رتبه های برتر و تعلق آنها به دهک‌های بالای درآمدی و البته به تازگی خبرساز شدن سهمیه‌های باور نکردنی برای رشته های پر طرفدار می‌تواند تیر خلاصی باشد بر عدالت آموزشی و به دنبال آن عدالت اجتماعی. تا پیش از آشکار شدن تقلب‌های به نسبت، تاثیر گذار در کنکور، طبقاتی شدن آموزش چهره زشت خود را آشکار کرده و مهمترین کارکرد آموزش یعنی فرصت گذار مثبت در لایه‌های اقتصادی-اجتماعی را بسیار کم رنگ نموده بود. اما تقلب در کنکور، که باز هم فرصت‌های دستیابی به رشته ها و دانشگاه های پر طرفدار را  برای طبقات سیاسی-اقتصادی بالا فراهم تر می‌کند، مسیر  باریک شکوفایی استعدادها در لایه‌های پایین اقتصادی-اجتماعی را بسته و این یعنی مرگ یکی از مهمترین شالوده های همبستگی  اجتماعی یعنی عدالت در شکل‌های گوناگون آن.

گمانی نیست که این رویداد تهدید بزرگی برای هر جامعه است. از این رو امیدواریم که دلسوزان کشور مسیر تقلب در کنکور را با محروم کردن متقلبان از دانشگاه، معرفی و مجازات عاملان و پشتیبانان آنان در لایه های گوناگون سیاسی و تضمین سلامت کنکور با روش های نوین و پیشرو در کوتاه مدت ببندند‌ تا جلو این خطر بزرگ گرفته شود . امیدواریم و منتظر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.