آخرین اخبار

گزارش هفته پژوهش: از فرسودگی روان جمعی تا رخوت پژوهشگران

در هفته پژوهش سلسله نشست‌هایی در موسسه رحمان با محوریت پژوهش برپا شد که روز دوم رویداد «زیست پژوهش‌گرانه در ایران» در سه‌شنبه، 25 آذر سال 1404، در موسسه رحمان برگزار شد. نشست «تفاوت پژوهش در داخل و خارج ایران» و «نسبت پژوهش و ترجمه» برگزار شد.

نشست «تفاوت پژوهش در داخل و خارج ایران»

سخنرانان نشست «تفاوت پژوهش در داخل و خارج ایران» کوثر کریمی‌پور، دانش آموخته علوم اجتماعی از دانشگاه مک‌مستر و پسادکتری شبکه‌های پیچیده و علم دادۀ اجتماعی از دانشگاه شهید بهشتی؛ کامران گشنیزجانی، دانشجوی دکترا در دانشگاه برنداس در رشته تاریخ و همچنین مرکز مطالعات خاورمیانه و مرتضی هاشمی، استاد حوزه علوم اجتماعی در بریتانیا بودند. در ادامه، خلاصه و اهم مطالب عنوان شده در این نشست آورده شده است:

کوثر کریمی‌پور؛ ضرورت شناخت‌شناسی: خلق معرفت در علوم اجتماعی

کوثر کریمی‌پور در سخنرانی خود با عنوان «چالش‌های پژوهش در ایران» بر اساس دو معیار ضرورت شناخت‌شناسانه و ضرورت مادی به مقایسه پژوهش در ایران و غرب پرداخت.

یکی از مهم‌ترین منابع معرفت‌شناسی در حوزه علوم اجتماعی، ارتباط میان دانشگاهیان است. او بیان می‌کند که بینش در علوم اجتماعی را نمی‌توان در یک نظام بسته ایجاد کرد. نگاه از بیرون به شناخت مرزها و حدود یک حوزه یاری می‌رساند: «مقایسه یک موقعیت برون‌ایستاده با یک موقعیت نگاه از درون، می‌تواند بینش علوم اجتماعی را خلق کند. در واقع، این مرزها و تضادها هستند که بینش را ممکن می‌کنند.» او در ادامه بیان می‌کند که در نبود گفتگو و تعامل میان این دو حوزه معرفتی، درون مرزهای کشور و بیرون آن، مسئله مطرح شده همچون یک میدان بی‌نهایت و بی‌مرزی از واقعیت احساس می‌شود: «ولی وقتی که از بیرون به مسئله نگاه می‌کنید، تازه آن پیکربندی و شکل پدیده خود را نشان می‌دهد.»

آیین‌های تعاملی و لزوم ایجاد انرژی عاطفی

او در توضیح و تعریف انرژی عاطفی بیان می‌کند پژوهشگرانی که انرژی عاطفی بالایی دارند، اعتماد به نفس، ابتکار عمل و ریسک‌پذیری فکری بیشتری در مطالعه و بیان موضوعات پژوهشی دارند. در جامعه‌ای که فرسودگی عاطفی در روان جمعی  حاکم است، کنشگر این جامعه، حتی روشنفکر نیز دچار سردرگمی و رخوت شده و کمتر از جسارت پژوهشگرانه برخوردار است. انرژی عاطفی در فضای روشنفکری و پژوهش از طریق آن چیزی که به آن «آیین‌های تعاملی» یا interaction rituals  می‌گویند، به وجود می‌آید. تعامل دانشگاهیان با سبقه ‌نظری و تجربی متفاوت و تفاوت‌های فکری، در واقع باعث احتراق و افزایش ریسک‌پذیری، اعتماد به نفس و ابتکار عمل در میان پژوهشگران می‌شود.

پژوهشگران علوم انسانی به منظور ایفای نقش خود به عنوان پژوهشگران مستقل نیازمند آسایش کافی مادی هستند. این موضوع در محیط پژوهشی ایران با خلاهای مختلفی روبه‌رو است. هر ساله در دانشگاه‌های غربی، دانشجویان، استادان و به طور کلی پژوهشگران در یک فرایند رقابتی به منابع مالی مشخصی که توسط دولت یا بخش خصوصی پشتیبانی می‌شود، دسترسی پیدا می‌کنند. دسترسی به ضروریات مادی محیط، امکان پژوهش آزادانه و مستقل را برای پژوهشگران فراهم می‌آورد. این خلاء در محیط پژوهشی ایران باعث می‌شود که پژوهشگران نتوانند جسورانه در فضای علاقه‌مندی‌ها و نیازمندی‌های واقعی مشارکت کافی پژوهشگرانه داشته باشند.

چالش دسترسی به تجهیزات

نداشتن تجهیزات مناسب برای انجام پژوهش یکی از موانع مهم در مسیر سرعت‌بخشی تولید دانش در ایران است. کریمی‌پور در توضیح این مسئله می‌گوید: «مثلا من دانشجویی دارم که با من کار می‌کند و لپ‌تاپش آنقدر قدیمی است که بسیاری از نرم‌افزارها روی آن نصب نمی‌شود. بعد سه ماه طول می‌کشد تا متوجه شویم که این نرم‌افزار نصب نمی‌شود. یک ماه طول می‌کشد که ما بتوانیم برای این دانشجو لپ‌تاپ جدید تهیه کنیم. یا مثلاً باید وی‌پی‌ان روشن کنیم تا کار کند یا باید آن را خاموش کنیم که کار کند. بعد وی‌پی‌ان قطع می‌شود و این مشکلات ادامه دارد. این‌ها مسائلی است که شاید ما به آنها عادت کرده‌ایم و به چشممان نمی‌آید.» از منظر او، مجموعه این موانع به فرسودگی و کاهش انرژی عاطفی برای انجام پژوهش منجر می‌شود.

در انتها، کریمی‌پور از عموم پژوهشگران و دغدغه‌مندان پژوهش در علوم اجتماعی دعوت می‌کند که برای حل این ضرورت‌های شناخت‌شناسی و مادی، راه‌حل‌های عملی را پرورش دهند.

کامران گشنیزجانی؛ گذار از پژوهش انفرادی به دیالوگ مستمر علمی

کامران گشنیزجانی نیز در ادامه صحبت‌های کوثر کریمی‌پور بحث خود را با محوریت دریافت حمایت مالی و گرنت، بحث اعتمادبه‌نفس محققان داخل و خارج از ایران و همچنین موضوع آزادی بیان توضیح داد.

گشنیزجانی با تمرکز بر تفاوت‌های ساختاری تحقیق در ایران و غرب، بر اهمیت بازخوردگیری در فرایند تولید علم تأکید کرد. به باور او، پژوهش در آکادمی پیشرو، نه یک محصول نهایی، بلکه فرایندی است که در بستر گفتگو شکل می‌گیرد. او در این باره اشاره داشت:

«اصولاً پژوهش در این گفتگو شکل می‌گیرد، اینجا (محیط دانشگاهی غرب) مدام این تحقیق در حال ارائه‌شدن به دیگران و مدام در حال بازخورد گرفتن است؛ واقعاً این بازخوردها مسیر تحقیق را عوض می‌کند.»

ضرورت بازاندیشی در مخاطب‌شناسی و اهمیت جهانی نمونه موردی ایران

او دومین ویژگی پژوهش در خارج از ایران را الزام به فرا رفتن از مرزهای محلی دانستند. از دیدگاه گشنیزجانی، محقق ایرانی در فضای بین‌المللی ناچار است اهمیت موضوع خود را با زبانی جهانی صورت‌بندی کند تا بتواند اعتبار علمی و حمایت مالی جذب نماید:

«باید نشان بدهند که اهمیت تحقیق فقط مربوط به یک کشور نیست، مسئله باید جوری تعریف شود که پیامدهای علمی آن فقط محدود به ایران نباشد.»

اقتصاد سیاسی پژوهش و چالش اعتمادبه‌نفس علمی

گشنیزجانی با بررسی نقش «گرنت‌ها» در رزومه محقق، استقلال مالی را رکن اساسی استقلال علمی دانست.

 او همچنین به یک چالش روان‌شناختی در پژوهشگران داخلی اشاره کرد که همواره با نگاهی فرودست به تولیدات غربی می‌نگرند، درحالی‌که در آکادمی جهانی، اعتمادبه‌نفس علمی نقشی تعیین‌کننده در پیشبرد پروژه‌های نوآورانه دارد.

مرتضی هاشمی؛ نقد انسداد نظری و ضرورت چرخش به سمت پژوهش مسئله‌محور

مرتضی هاشمی با نقد وضعیت کنونی علوم اجتماعی در ایران، میان «نظریه‌پردازی انتزاعی» و «حل مسائل اجتماعی» تفکیک قائل شد. او با مرور تجربه خود در بریتانیا، بر این نکته تأکید کرد که نظریه باید از دل داده‌های تجربی بروید، نه اینکه صرفاً به تکرار آرای متفکران کلاسیک محدود شود:

«فضای علوم اجتماعی در ایران بسیار نظریه زده است؛ اما در انگلستان مردم در مورد مسئله صحبت می‌کنند؛ یعنی می‌گویند این جامعه چنین مشکلی را دارد؛ بنابراین نظریه باید مبتنی بر داده‌ها و واقعیت باشد.»

نظام ارزیابی کیفی و استانداردهای اثرگذاری اجتماعی

 او ضمن معرفی ساختار ارزیابی “رف [1] “ در بریتانیا، توضیح داد که چگونه رقابت برای ارتقای رتبه کیفی دانشگاه‌ها، محققان را به سمت تولید کارهای استاندارد و اثرگذار سوق می‌دهد. در این نظام، «ایمپکت» یا میزان تأثیر پژوهش بر سیاست‌گذاری و زندگی مردم، متر و معیار اصلی اعتبار علمی است.

اصلاح ساختار بودجه‌ریزی: از نهادسازی فیزیکی به سمت حمایت از پژوهشگر

هاشمی در بخش پایانی سخنان خود، به‌نقد مدیریت پژوهشی در ایران پرداخت. او معتقد است که بودجه‌های علمی در ایران به‌جای صرف شدن در فرایند دشوار تحقیق تجربی، صرف امور سخت‌افزاری می‌شود:

«مدیران پژوهشی در ایران بودجه‌ها را صرف نهادسازی می‌کنند؛ یعنی مؤسسه می‌سازند و یک برداشت تأسیساتی از پژوهش دارند. نتیجه به یک ساختمان سه‌طبقه می‌رسد، اما در آن کاری انجام نمی‌شود. او راهکار نهایی را پیوند میان علوم اجتماعی و بخش‌های غیردولتی و خیرین دانست تا پژوهش از بند بوروکراسی دولتی رها شود و به مردم پاسخگو باشد.»

نشست «نسبت پژوهش و ترجمه»

سخنرانان نشست «نسبت پژوهش و ترجمه» هادی جلیلی، دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی، مترجم و پژوهشگر و محمد ملا عباسی، دانش‌آموخته دکتری علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی، استاد دانشگاه و سردبیر نشر ترجمان بودند. در این نشست، هادی جلیلی و محمد ملا عباسی به‌نقد وضعیت آکادمی و تبیین جایگاه مترجم در عصر هوش مصنوعی پرداختند. در ادامه، خلاصه و اهم مطالب عنوان شده در این نشست آورده شده است:

هادی جلیلی؛ مترجم در مقام منجی؛ رهایی از انسداد فکری دانشگاه

هادی جلیلی با رویکردی انتقادی به تجربهٔ زیستهٔ خود در دانشگاه‌های تهران و علامه طباطبایی پرداخت. او معتقد است در دورانی که آکادمی دچار «مرگ مغزی» و «میان‌مایگی» شده بود، این مترجمان خارج از بدنه رسمی بودند که حیات فکری را حفظ کردند:

«ارتباط ما با جامعه‌شناسی فقط از کانال اساتیدمان می‌گذشت، وقتی با ترجمه‌های آثار جامعه‌شناسی ملی مواجه شدیم، علم جامعه‌شناسی فراتر از آن چیزی بود که اساتید در اختیار ما گذاشته بودند.»

نقد ساختار قدرت و انحصار دانش در دانشگاه

او به سیستم «جزوه – کتاب» و انحصار اساتید بر منابع درسی تاخت و اشاره کرد که چگونه استادان با نادیده‌گرفتن متفکران معاصری چون فوکو و بوردیو، خواسته یا ناخواسته دانشجو را در جهل نگه می‌داشتند:

«سیستمی که حاکم بود، این فرصت را به اساتید داده بود تا از انحصار فرصت اداری استفاده کنند و در غیاب رقابت با اساتید بین‌المللی، یک امپراتوری کوچک برای خودشان درست کنند. اساتید اصلاً دلیلی نمی‌دیدند تا به خودشان زحمت بدهند و کتابی ترجمه کنند.»

 تأخیر تاریخی و ترجمه به‌مثابه مقاومت

جلیلی با ذکر مثالِ فوکو، نشان داد که آکادمی ایران با تأخیری ۳۰ساله به جریانات فکری جهان واکنش نشان می‌دهد. او تأکید کرد که ترجمه در ایران جریانی معکوس دارد؛ یعنی نه برای ارائه دانش داخلی به جهان، بلکه برای جبران ناتوانی سیستم آموزشی در تربیت دانشجوی مسلط به زبان دوم انجام می‌شود.

محمد ملاعباسی؛ هوش مصنوعی و تصفیه مترجمان میان‌مایه

ملاعباسی با پذیرش کیفیت بالای هوش مصنوعی در ترجمه‌های استاندارد، آن را تهدیدی برای «مترجم-استادان» دانشگاه دانست که کارهای بی‌کیفیت ارائه می‌دهند. او معتقد است هوش مصنوعی می‌تواند فضای نشر را از ترجمه‌های ضعیف پاک کند:

«باید به رسمیت شناخت که عملکرد هوش مصنوعی در ترجمه بسیار خوب هست. چت‌جی‌بی‌تی از ۸۰ درصد اساتید دانشگاه‌های ایران در علوم انسانی بهتر ترجمه می‌کند. متونی که اساتید به عنوان کتاب ترجمه منتشر می‌کنند، گاها بی‌آغاز و انجام و غیرقابل خواندن است.»

ملا عباسی علی‌رغم توانایی هوش مصنوعی، معتقد است این ابزار هرگز جایگزین مترجم حرفه‌ای نخواهد شد. او به بی‌اعتمادی جهانی به هوش مصنوعی اشاره کرد و بر اهمیت «نام مترجم» به عنوان تضمین کیفیت تأکید ورزید: «به هوش مصنوعی نمی‌توان اعتماد کرد؛ هوش مصنوعی فریبکار است، حذف می‌کند، دروغ می‌گوید، هیچ‌کس با افتخار نمی‌‌تواند بگوید من متن را به هوش مصنوعی دادم.»

تخیل و خلاقیت؛ مرز نهایی میان انسان و ماشین

او مرز نهایی را در ترجمه متون پیچیده و ادبی می‌داند، جایی که هوش مصنوعی به دلیل ساختار آماری‌اش، قادر به بازسازی تخیل مترجم نیست:

«هوش مصنوعی قادر به ترجمه آن سطح از پیچیدگی و تخیلی که در متفکرانی مثل فوکو یا آثار ادبی هست، نیست. هوش مصنوعی قرار نیست ترجمه‌ای مثل «خانواده تیبو» یا «بازمانده روز» به شما بدهد؛ چون سیستم آن اصلاً به این شکل کار نمی‌کند.»

در نتیجه اتفاقی که می‌توان انتظار داشت این است که بسیاری از مترجمان غیرحرفه‌ای حذف و تنها علاقه‌مندان و دغدغه‌مندان واقعی این حوزه باقی خواهند ماند.

به مناسبت هفته پژوهش، روز سوم رویداد «زیست پژوهشگرانه در ایران» در روز چهارشنبه، ۲۶ آذر سال ۱۴۰۴، در مؤسسه رحمان برگزار شد.

نشست «مدگرایی در روش تحقیق»

سخنرانان نشست «مدگرایی در روش تحقیق» محمدرضایی، دانش‌آموخته دکتری علوم اجتماعی و استاد دانشگاه فرانکفورت و محمد آقاسی، پژوهشگر، نویسنده و مدرس در حوزه علوم اجتماعی بودند. در ادامه، خلاصه و اهم مطالب عنوان شده در این نشست آورده شده است:

محمدرضایی؛ بازتعریف جامعه در عصر دیجیتال

 محمدرضایی بحث خود را حول داده‌های کلان، بازنگری در روش‌های پژوهش و شناخت کاربست روش‌های جدید تولید علم آغاز کرد:

 مقدمه و تبیین وضعیت موجود

 دکتر رضایی سخنان خود را با اشاره به سهم ناچیز جامعه‌شناسی و علوم سیاسی در استفاده از تکنیک‌های رایانشی تا سال ۲۰۱۴ در مقایسه با علومی چون بیزینس و روان‌شناسی آغاز کرد. وی این وضعیت را نوعی «تنبلی» در علوم اجتماعی توصیف کرده و هشدار می‌دهد که این انفعال باعث شده تا مانیفست‌های علوم اجتماعی محاسباتی در نشریاتی چون Nature یا ژورنال‌های فیزیک نوشته شود، نه در تریبون‌های تخصصی علوم اجتماعی.

 ایشان معتقدند با ظهور کلان‌داده‌ها و هوش مصنوعی، ماهیت جامعه عوض شده است. در این پارادایم جدید، با مفاهیم زیر روبرو هستیم: داده‌ای شدن [1]، تبدیل تمام رفتارهای انسانی به عدد و رقم؛ محاسبه‌گرایی [2]: باوری که هر چیز غیرقابل‌محاسبه را خارج از میدان دید علم می‌داند؛ حکمرانی الگوریتمی: نظامی که در آن افراد برای «خواندنی شدن» توسط سیستم، اثر انگشت‌های دیجیتال غیر قابل پوششی از خود به‌جای می‌گذارند.

 نقد ایدئولوژی کلان‌داده‌ها

 “ما نیازمند یک نگاه انتقادی هستیم. الگوریتم‌ها نه‌تنها بی‌طرف نیستند، بلکه نابرابری‌های تاریخی و تبعیض‌ها را بازتولید و «خودکار» می‌کنند. چنین وضعیتی نیازمند پاسخ هرچه سریع‌تر و بازتعریف جدید مفاهیم جامعه‌شناسی حول داده‌های کلان و روش‌های جدید پژوهش هستیم: ما اگر کار با “آر” و “پایتون” را ندانیم قادر به استفاده از این تکنیک‌ها نخواهیم بود. ما باید خودمان را با روش‌های جدید به‌روز کنیم”.

 چالش‌های اخلاقی

او در پایان به چالش‌های اخلاقی (نظیر پرونده کمبریج آنالیتیکا) اشاره کرده و الگوی «اتاق‌های امن داده [3] در آلمان را به‌عنوان راهکاری برای دسترسی اخلاقی و ضابطه‌مند پژوهشگران به داده‌های حساس معرفی می‌کند.

محمد آقاسی؛ نقش عواطف در پژوهش و حتی انتخاب روش پژوهش

محمد آقاسی با نقد عقلانیت محض قرن بیستمی آغاز می‌کند و معتقد است از ابتدای قرن ۲۱، ما شاهد یک «چرخش احساسی» بوده‌ایم. او با ذکر خاطراتی از دوران تحصیل در دانشگاه تهران و تقابل رویکردهای کمی و کیفی، استدلال می‌کند که انتخاب روش توسط دانشجویان و اساتید، بیش از آنکه برآمده از استدلال منطقی باشد، تحت تأثیر «هویت عاطفی» گروه علمی و دانشگاه محل تحصیل است. ایشان پژوهشگر «بی‌احساس» را یک افسانه می‌داند و بر این باور است که عواطف جمعی پژوهشگران، همان «متغیر مزاحمی» است که اگر شناخته نشود، مانع از درک واقعی جامعه ایران می‌گردد.

تاریخچه مواجهه جامعه‌شناسی ایران با ابزارها

او به سیر تحول تکنولوژی در ایران اشاره کرده و معتقد است ورود SPSS در ابتدای دهه ۸۰، انقلابی در «مطالعات ملی» ایجاد کرد که پیش از آن (در دوران جلال آل‌احمد یا نراقی) ناممکن بود. این مسیر با وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی ادامه یافت و باعث شد فاصله زمانی تولید تا انتشار دانش به شدت کاهش یابد و امکان تعاملات بین‌المللی برای پژوهشگران ایرانی فراهم شود.

هوش مصنوعی: فراتر از یک ابزار ساده

آقاسی از تعبیر «اتوماسیون معرفتی» برای توصیف هوش مصنوعی استفاده می‌کند. به گفته او، هوش مصنوعی تاکنون در لایه‌های مختلف پژوهش مداخله می‌کند: در طراحی، در تحلیل و در ادبیات تحقیق. ایشان تأکید دارند که هوش مصنوعی جایگزین تفکر نیست؛ بلکه اگر پژوهشگری تنبل باشد، هوش مصنوعی تنبلی او را «ضریب» می‌دهد و اگر متفکر باشد، به عنوان یک «پارتنر علمی» عمل می‌کند.

راهبردهای عملی در سه سطح

ایشان در پایان، برای مواجهه با دوران «پسا حقیقت»، این راهکارها را ارائه داد:

  • سطح خرد (عموم مردم): تقویت نگاه انتقادی برای مقاومت در برابر حقایق تولیدشده توسط ماشین.
  • سطح پژوهشگران: تجهیز اجباری به انواع هوش مصنوعی و شناخت «شخصیت علمی» هر مدل (مثلاً تفاوت مدل‌های گفتگومحور با مدل‌های تحلیل‌گر).
  • سطح سیاست‌گذاری: درک این مطلب که شرایط ارتباطی جهان تغییر بنیادین کرده و دیگر نمی‌توان با الگوهای قدیمی جامعه را شناخت.

اختتامیه جشنواره پژوهشی رحمان؛ جشنواره “ایده‌های برابر درباره نابرابری”

مؤسسه رحمان با همکاری انجمن ترویج علم ایران، این جشنواره را با تمرکز بر مسئله نابرابری در پاییز ۱۴۰۴ برگزار کرد.

 طی اعلام فراخوان در ابتدای پاییز ۱۴۰۴ توسط مؤسسه رحمان، ۲۳ چکیدۀ ۵۰۰ کلمه‌ای از دانشجویان و پژوهشگران در قالب پایان‌نامه، رساله، طرح‌های پژوهشی و کتاب دریافت شد. این آثار به‌صورت موضوعی در هفت دسته از اقسام نابرابری اعم از نابرابری اقتصادی، اجتماعی، جنسیتی، فضایی (شهری)، آموزشی، شغلی و فرهنگی قرار گرفتند. پس از تعیین استاندارد و انجام داوری اولیه، ۱۲ چکیده اثر، برگزیده و جهت داوری در مرحله دوم تعیین شدند و آثار کامل نویسندگان دریافت شد. در نهایت داوری ۸ اثر دریافتی توسط اساتید برجسته و صاحب‌نظر در حوزه علوم اجتماعی با شاخص‌های دقیق علمی صورت گرفت و سه اثر برتر، نوآورانه و شایسته تقدیر انتخاب شدند. در اختتامیه جشنواره سه پژوهش برتر معرفی شدند و برندگان به بیان انگیزه‌های خود پرداختند:

الف) اثر برتر: خانم نرگس بشیری‌وند

  • عنوان:  مطالعه جامعه‌شناختی تبعیض جنسیتی در زیست حرفه‌ای زنان پزشک (مطالعه موردی: دانشگاه علوم پزشکی تبریز).

ب) اثر نوآورانه: محمدصالح نی‌ساز

  • عنوان: مسائل دوره تخصصی دستیاری پزشکی؛ واکاوی زیست‌جهان و پیچیدگی‌های ساختاری- سازمانی دوره رزیدنتی.

ج) اثر شایسته تقدیر: خانم سعیده حسنی‌نویسی

  • عنوان: زیبایی، نابرابری و چرخه زندگی؛ پژوهشی در میان زنان میانسال شاغل در بخش خصوصی تهران.

جمع‌بندی رویداد سه روزه رویداد «زیست پژوهش‌گرانه در ایران»

در پایان، مسئولین مؤسسه رحمان با تأکید بر هدف رویداد (ترویج فرهنگ پژوهش و پیوند علم با جامعه)، بر تداوم نشست‌های علمی-تخصصی ماهانه و حمایت از پژوهشگران حوزه نابرابری از طریق بورسیه و چاپ کتاب تأکید کردند.

 

[1] REF

[2] Datafication

[3] Computationalism

[4] Safe Data Centers

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *