«تابآوری روانشناختی»: فراتر از فرد، به سوی جامعه و ساختار
میزگرد تخصصی «تابآوری روانشناختی» با تمرکز بر ابعاد فردی، اجتماعی و ساختاری این مفهوم و با تأکید ویژه بر نقش محوری نهادهای مدنی در دوران بحرانی جنگ و پسابحران، در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در مؤسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه) برگزار شد. این میزگرد که با دبیری اشرفسادات موسوی و حضور سخنرانان برجسته از جمله دکتر «مریم رسولیان» روانپزشک و استاد دانشگاه، دکتر «امیرحسین جلالی ندوشن»، روانپزشک و سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران و آرزو دیداری، روانشناس و رواندرمانگر و فعال مدنی همراه بود، در این نشست مفهوم تابآوری از یک ویژگی صرفاً فردی به پدیدهای چندلایه و وابسته به زیرساختهای اجتماعی در نظر گرفته شد و ابعاد مختلف آن در مواجهه با بحرانها مورد واکاوی قرار گرفت.
تعریف چندوجهی تابآوری؛ روایتی از مریم رسولیان
دکتر مریم رسولیان، روانپزشک و استاد دانشگاه، در بخش آغازین این میزگرد، چارچوب مفهومی تابآوری را در سه لایهی درهمتنیدهی «فردی، اجتماعی و ساختاری» تبیین کرد. وی مؤلفههای کلیدی تابآوری فردی را شامل انعطافپذیری شناختی (توانایی یافتن راهحلهای جایگزین و تطبیق با شرایط)، تنظیم هیجان، حفظ منابع روانی-اجتماعی و برخورداری از معنا و امید در زندگی دانست.
رسولیان با اشاره به مدل «سرمایه روانشناختی» (شامل امید، اثربخشی، خوشبینی و تابآوری)، تمایز ظریفی میان «امید» و «خوشبینی» قائل شد؛ به گونهای که امید نه یک باور صرف، بلکه یک نیروی محرکهی رفتاری و تلاش عملی برای عبور از بحران است. او در تشریح سطح اجتماعی، عناصری چون اعتماد اجتماعی، حمایتهای اجتماعی سازمانیافته، مشارکت مدنی و احساس تعلق به محله و گروه را حیاتی خواند. در نهایت، تابآوری ساختاری از منظر رسولیان در گرو سلامت نظام بهداشت و درمان، دسترسی آزاد و عادلانه به اطلاعات معتبر علمی، خرد جمعی، گشودگی سیستم به تغییر، زیرساختهای سلامت عمومی و ایجاد فرصتهای گفتمانی در جامعه تعریف شد.

تابآوری؛ فرایندی اجتماعی-ساختاری، نه فشاری مضاعف بر فرد
دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک و سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران، در ادامهی میزگرد رویکرد سنتی و تقلیلگرایانه به تابآوری را به چالش کشید. او با تأکید بر اینکه تابآوری اساساً نیازمند «پیشساختههای اجتماعی-ساختاری» است، هشدار داد که این مفهوم نباید به یک شعار اخلاقی تقلیل یابد تا ناکارآمدیهای سیستمی را بپوشاند. از دیدگاه او، تابآوری فشاری برای «تأمین» عملکرد بهتر افراد در شرایط سخت نیست، بلکه یک فرایند پویای تعاملی میان فرد و محیط است.
دکتر جلالی تصریح کرد که تابآوری جمعی و ساختاری سهمی کاملاً برابر با تابآوری فردی دارد و برای مواجهه با بحرانها، باید برای تقویت منابع اجتماعی و ساختاری برنامهریزی کرد. او مدیریت بحران را در گرو سازوکارهای اجتماعی، سیاسی و ساختاری دانست و سه مفهوم کلیدی «پیشآگاهی» (آمادگیهای پیش از بحران)، «بازتوانی پس از بحران» و «بهبود پیوندهای اجتماعی» را به عنوان نقشه راه مطرح کرد. او همچنین بر لزوم جایگزینی رویکردهای امنیتی با مشارکت عمومی و گشودگی به تغییر تأکید داشت.

نقش حیاتی نهادهای مدنی در چرخهی تابآوری
آرزو دیداری، روانشناس و رواندرمانگر و فعال مدنی، بحث را به سمت ظرفیتهای عملیاتی جامعه مدنی هدایت کرد. او با بررسی تابآوری در سه بازهی زمانی «پیش از بحران، حین بحران و پسابحران»، تأکید کرد که تحقق این مهم در گرو حضور فعال گروههای مدنی و نهادهای محلی برای شکلدهی به چرخههای حمایتی است.
او ضرورت ایجاد «فضاهای امن گفتاری»، آموزش مهارتهای مقابلهای به شهروندان، راهاندازی شبکههای خودیار و توانمندسازی محلهای را از رسالتهای اصلی این نهادها برشمرد. خانم دیداری همفکری و مشارکت مردم و معتمدین محلی را عاملی مهم در کاهش انزوای روانی دانست. از منظر وی، نهادهای مدنی نقش بیبدیلی در پل زدن میان مردم و دولت ایفا میکنند و با مطالبهگری مسئولانه میتوانند به ترمیم و تقویت اعتماد عمومی، که زیربنای اصلی تابآوری است، کمک شایانی کنند.
ابعاد عملیاتی نقش نهادهای مدنی در دوران جنگ و پساجنگ
در بخش دیگری از این میزگرد، محورهای عملیاتی و ملموس نقشآفرینی نهادهای مدنی در شرایط بحرانی (بهویژه جنگ و تبعات آن) مورد بررسی قرار گرفت. مهمترین اقدامات در این حوزه عبارتند از:
ارائه خدمات روانشناختی-اجتماعی از طریق پلتفرمهای آنلاین و حضوری، راهاندازی خطوط تلفن رایگان (Hotlines) و تشکیل گروههای حمایتی.
برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی عمومی با هدف ارتقای مهارتهای مدیریت استرس و تابآوری.
تأسیس شبکههای همیاری محلهای، سازماندهی گروههای داوطلب و توانمندسازی جوامع محلی برای واکنش سریع.
عملکرد به عنوان کانالهای مطالبهگری برای بهبود دسترسی شهروندان به دارو، خدمات بهداشت روان و شفافیت در سیاستگذاریها.
تلاش برای حفظ و بازسازی معنای جمعی پس از بحران، از طریق روایتسازی تجربیات زیستهی مردمی و تولید محتوای فرهنگی و هنری.
شیفت راهبردی از اتکای صرف به تابآوری فردی، به سمت پیشگیری، آمادهسازی پیش از وقوع بحران و بازتوانی ساختاریافته در دوران پسابحران.

تابآوری، سرمایهای چندلایه و محصول زیرساختها
تصویر کلانی که از مباحث این میزگرد به دست آمد، نشان میدهد تابآوری پدیدهای تکبعدی نیست، بلکه سرمایهای چندلایه (فردی، اجتماعی و ساختاری) است که رشد آن نیازمند توجه همزمان به تمامی این سطوح است. تابآوری یک جامعه تنها نتیجهی سرسختی تکتک افراد آن نیست، بلکه محصول مستقیم وجود و کارآمدی زیرساختهای نهادی و اجتماعی است.
در این میان، اعتماد عمومی و حضور کنشگرانه و آزادانهی نهادهای مدنی، شریانهای حیاتی برای حفظ سلامت روان جمعی محسوب میشوند. چشمانداز موفق تابآوری باید از مدتها پیش از وقوع بحران آغاز شده و تا فرایند بازسازی پس از آن تداوم یابد. در نهایت، سیاستگذاریهای کلان نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی هستند؛ گذار از مقصرانگاری یا فشار بر فرد، به سوی ایجاد سازوکارهای پایدار، حمایتگر و ساختارمند که در آن نهادهای مدنی نقش میانجی، تسهیلگر و پشتیبان را برای عبور از بحرانها ایفا کنند.