آخرین اخبار

انتشار کتاب: «در جستجوی عدالت، گفتارهایی در باب رفاه اجتماعی در ایران»

این کتاب حاصل مجموعه نشست‌هایی است که توسط مؤسسه رحمان از آذر ۱۴۰۰ تا مرداد ۱۴۰۱ با عنوان “رفاه و عدالت در جامعه ایرانی” برگزار شده است. کتاب با بحث پیرامون دو رویکرد فلسفی به دولت آغاز می‌شود: نگاه اندام‌وار و ارگانیک، و نگاه مکانیکی و ابزاری. سپس به سه مفهوم محوری عدالت یعنی “برابری، شایستگی و نیاز” می‌پردازد و تفاوت نگاه متفکران قدیم و جدید را درباره این مفاهیم بررسی می‌کند.

نویسنده مقدمه، به تقابل دو رویکرد چپ اقتصادی و راست اقتصادی در سیاست‌گذاری‌های ایران پس از انقلاب اشاره می‌کند و معتقد است در یک دهه اخیر، رویکرد راست اقتصادی غلبه پیدا کرده و به سمت انحصار میل کرده است. به عقیده نویسنده، این رویکرد عمدتاً بر آزادسازی‌های اقتصادی تأکید دارد و بدون توجه به نقش اجتماعی دولت، عدالت را صرفاً در کاستن هزینه‌ها می‌بیند.

در نشست “برابری‌طلبی و سیاست‌ورزی در نظریه ژاک رانسیر؛ مطالعه موردی: زنان ایرانی در عصر مشروطه”، رز فضلی و جواد خوانساری دیدگاه‌های رانسیر درباره عدالت را بررسی کرده‌اند. از نظر رانسیر، عدالت موازنه بین سودها و زیان‌ها نیست، بلکه برابری در اشتراک لوگوس است. خوانساری با تطبیق این نظریه بر شرایط زنان در عصر مشروطه، نشان می‌دهد چگونه حضور سوژه‌هایی که پیشتر دیده نمی‌شدند در عرصه سیاسی، نمونه‌ای از “امر سیاسی” است.

سمیه توحیدلو در نشست “کاهش ارزش پول، تورم، مسائل نان و قحطی‌ها در دوران مشروطه” به مسائل اقتصادی تاریخ ایران پرداخته و پیوند میان نان و عدالت را تشریح می‌کند. به گفته وی، “نان معادل عدالت است و تنها چیزی است که فرمان‌بران آن را معیار قرار می‌دهند”. توحیدلو به شورش‌های نان اشاره می‌کند که عمدتاً شورش‌هایی زنانه بوده‌اند و خواسته‌های مطرح شده در آن‌ها نه صرفاً از سر گرسنگی، بلکه به دلیل بی‌عدالتی بوده است.

آرمان ذاکری در بحث “قرارداد اجتماعی جدید؛ مبنای سیاست‌گذاری اجتماعی” از ضرورت بازنگری در قراردادهای اجتماعی می‌گوید. وی با اشاره به فقیرتر شدن جامعه ایران در دهه گذشته، تأکید می‌کند که سیاست رسمی دیگر پاسخگوی نیازهای جامعه نیست و همه جریانات سیاسی به درجات مختلف مسأله عدالت را به حاشیه رانده‌اند. ذاکری معتقد است ادامه شرایط موجود امکان‌پذیر نیست، زیرا “امروز با یک الیگارشی اقتصادی‌سیاسی روبه‌رو هستیم که از همین وضعیت منفعت می‌برد.”

علی دینی ترکمانی در نشست “امکان‌ناپذیری تحقق عدالت اجتماعی بدون دولت کارآمد” به اهمیت همبستگی اجتماعی و تأثیر نابرابری بر آن می‌پردازد. وی تأکید می‌کند که صرف توجه به آرمان عدالت اجتماعی کافی نیست و نحوه پیاده‌سازی سیاست‌های معطوف به آن نیز اهمیت بسیاری دارد.

حسین رجب‌پور در بحث “کسری بودجه و تنگناهای تحقق عدالت” با تأیید نظریه رالز (عدالت به‌مثابه انصاف)، بر اهمیت برابری برای همبستگی اجتماعی و ثبات سیاسی تأکید می‌کند. او با نگاهی به بودجه سال ۱۴۰۱، به مشکلات دولت در تأمین منابع اشاره می‌کند و نشان می‌دهد چگونه کاهش منابع اختصاص یافته به خدمات اجتماعی، به افزایش نابرابری می‌انجامد.

سیروس امیدوار در نشست “مقایسه طرح درآمد پایه همگانی با طرح‌های حمایتی گزینشی” بحث درآمد پایه همگانی را مطرح می‌کند و آن را “کاراترین و عادلانه‌ترین روش برای رهایی از وضعیت فعلی” می‌داند.

فرهاد کوهی در بحث “توزیع عادلانه یارانه‌های نظام سلامت” بر ناکارآمدی شیوه پرداخت یارانه به بیمارستان‌ها تأکید کرده و پیشنهاد می‌کند یارانه‌ها به جای ارائه‌دهندگان خدمات، به مصرف‌کنندگان پرداخت شوند تا با ایجاد رقابت، کارایی افزایش یابد.

نشست پایانی کتاب با عنوان “آیا تمرکزگرایی آموزشی عادلانه است؟” با حضور مهدی یوسفی و احمد میدری برگزار شده است. یوسفی تمرکزگرایی در نظام آموزشی را ضد عدالت می‌داند و به تاریخچه آن از دوره مظفرالدین‌شاه تاکنون اشاره می‌کند. میدری نیز با اشاره به تفاوت شرایط ایران با دیگر کشورها، تفکیک مدارس دولتی و غیردولتی را عامل تشدید نابرابری می‌داند و کاهش بودجه آموزش و پرورش از ۱۸ درصد در ابتدای دهه ۱۳۷۰ به ۱۱ درصد در زمان حاضر را نتیجه همین تفکیک می‌شمارد.

این کتاب با طرح دیدگاه‌های متنوع درباره عدالت، رفاه و سیاست‌گذاری اجتماعی، تلاش می‌کند زمینه‌ای برای درک بهتر مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران فراهم آورد. مؤسسه رحمان با برگزاری این نشست‌ها کوشیده است به عنوان نهادی با کارکرد اجتماعی، بحث‌های کارشناسی را پیرامون موضوعات مهم جامعه گسترش دهد و امید دارد که این مجموعه‌نشست‌ها امکان سیاست‌گذاری بهتری را برای آینده کشور فراهم آورد.

 

«در جستجوی عدالت» را از اینجا تهیه کنید.