سرمایه اجتماعی در میدان؛ چرا جامعه مدنی کلید عبور از بحران است؟
در شرایطی که بحرانهای اقتصادی و سیاسی توان دولت و بازار را برای پاسخگویی به نیازهای جامعه محدود میکند، نهادهای مدنی، سمنها و شبکههای محلی میتوانند به عنوان «ضربهگیر اجتماعی» عمل کنند. تجربه کشورهایی مانند یونان و برزیل نشان میدهد که مشارکت مردم، خیرین، کسبوکارها و سازمانهای محلی نهتنها به کاهش آسیبهای فوری کمک میکند، بلکه زمینهساز تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش تابآوری جوامع در برابر بحرانهای آینده نیز میشود.
در شرایط بحرانهای اقتصادی و سیاسی، نقش نهادهای مدنی، سمنها و شبکههای محلی در تابآوری چیست؟
در بسیاری از بحرانهای جهانی، نهادهای مدنی نقش «ضربهگیر اجتماعی» را داشتهاند. برای مثال در بحران اقتصادی یونان (۲۰۱۰ به بعد)، آشپزخانههای جمعی، کلینیکهای داوطلبانه و بازارهای بدون واسطه ایجاد شد که به خانوارهای کمدرآمد کمک کرد نیازهای اولیه خود را تأمین کنند.
توضیح بیشتر در مورد آشپزخانههای جمعی (Community Kitchens) اینکه این آشپزخانهها یکی از معروفترین بخشهای جنبش همبستگی یونان بودند.
الف) رویکرد آنها «پخت دستهجمعی» بود: مردم مواد اولیه (یا پول) میآوردند و در پارکها، میدانها یا مراکز محلی غذای رایگان میپختند.
ب) برخلاف مدلهای سنتی خیریه، اینجا نیازمند و کمککننده سر یک سفره مینشستند؛ یعنی هیچ فاصله یا انگ اجتماعی وجود نداشت.
ج) افراد بیکار، مهاجران، سالمندان و خانوادهها همگی از آن استفاده میکردند و گاهی روزانه هزاران وعده غذا توزیع میشد.
الهام از این تجربه برای ایران نشان میدهد که وقتی دولت یا بازار به تنهایی قادر به پاسخگویی نیستند، سمن ها میتوانند شکاف خدماتی را پر کنند. چرا؟
الف) سمنها میتوانند شناسایی سریع خانوارهای آسیبپذیر را در سطح محله انجام دهند، زیرا نسبت به دولت دادههای اجتماعی دقیقتر و نزدیکتری دارند.
ب) شبکههای محلی میتوانند توزیع منابع (کمکهای غذایی، دارویی، یا آموزشی) را با هزینه کمتر و اعتماد اجتماعی بیشتر انجام دهند.
ج) این نهادها میتوانند حلقه اتصال میان خیرین، کسبوکارهای محلی و خانوارهای نیازمند باشند بدون بروکراسی و کندی دولتی.
د) خیریهها و سمنها میتوانند در محلهها پایگاههای خدمات چندمنظوره ایجاد کنند که هم آموزش مهارت بدهند و هم خدمات حمایتی ارائه کنند.
هـ) شبکههای محلی میتوانند با ایجاد سامانههای ساده اطلاعاتی (حتی مبتنی بر پیامرسانها) نیازهای فوری جامعه را رصد کنند.
کدام نوع مداخلهها بیشترین اثر را در شرایط بحران دارند؟
انتخاب نوع مداخله بسیار وابسته به مساله-بستر است یعنی اینکه مساله آدم ها در بستر جغرافیایی-زمانی فعلی چیست؟ مثلا تجربه بانک گرامین در بنگلادش نشان داد که ترکیب «اعتبار خرد + شبکه اجتماعی محلی» میتواند در بحرانهای اقتصادی اثرگذار باشد. این مدل بعدها در بسیاری از کشورهای در حال توسعه اجرا شد. اما آیا در ایران این بهترین نوع مداخله است؟ آن هم در کشوری که تورم ۵۰% داریم و عملا دادن وام به نوعی یک رانت خیلی جذاب است و ممکن است که منابع به غارت و انحراف برود.
به نظرم با توجه به شرایط فعلی این مداخله می تواند کمک کند:
- دسترسی باز به اینترنت و رفع تمام فیلترها به ویژه اینستاگرام که بزرگ ترین بازارگاه ایران است می تواند کمک بزرگی باشد.
- مشارکت شهرداریها در تأمین فضاهای عمومی برای بازارچهها و کارگاههای کوچک میتواند اشتغال محلی ایجاد کند.
- همچنین ایجاد فستیوالهای چند منظوره فرهنگی، اجتماعی، هنری و تجاری که ترکیبی از رخدادهای موسیقی-هنری، نمایشگاهها، فروشگاههای محلی و … باشد میتواند یک ابتکار برای فعالسازی مجدد چرخه اقتصاد باشد.
- تخصیص منابع مالی بخش مسوولیت اجتماعی شرکتهای خصوصی برای انجام کارهای ماندگار و نه صرفا هزینههایی که تمام میشود مانند بازسازی یک منطقه تخریب شده و نام گذاری آن منطقه به نام آن شرکت که یک تبلیغ دائمی برای آن باشد.
- ایجاد فضایی برای همیاریهای محلی که از جمله دیوار مهربانی نوع ۲ که در ادامه توضیح خواهم داد.
- همچنین شاید از همه اینها مهمتر است ایجاد کمپینهای بهینهسازی مصرف انرژی، بنزین، دارو، نان، آب و گاز
همکاری نهادهای مدنی با دولت و بخش خصوصی چگونه باید طراحی شود؟
در برخی از کشورها مدل «مشارکت سهبخشی» (دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی) تجربه شده است. برای مثال در برزیل، برنامههای توسعه محلی در برخی شهرها با مشارکت شهرداریها، شرکتها و سازمانهای مردمی اجرا شد. این تجربه نشان داد که اگر نقشها شفاف تعریف شود، همکاری میتواند هم پایدار باشد و هم وابستگی ناسالم ایجاد نکند.
الف) دولت میتواند چارچوب قانونی و تسهیلگری فراهم کند، بدون آنکه مدیریت مستقیم فعالیتهای مدنی را در دست بگیرد. ب) بخش خصوصی میتواند منابع مالی، بازار و فناوری فراهم کند. ج) سمنها میتوانند شناخت محلی و اعتماد اجتماعی را به پروژهها اضافه کنند.
در ایران نیز چنین مدلی قابل طراحی است. الف) ایجاد پلتفرمهای مشترک بین شهرداریها، اتاقهای بازرگانی و شبکه سمنها برای پروژههای محلی میتواند یک مسیر عملی باشد. ب) قراردادهای شفاف و زماندار میان دولت و نهادهای مدنی میتواند مانع وابستگی بلندمدت شود. ج) استفاده از مدل «سرمایهگذاری اجتماعی شرکتها» (CSR) میتواند منابع بخش خصوصی را به پروژههای توسعه محلی و توانمندسازی اقتصادی هدایت کند.
یک مثال خوب از این مساله میتواند انجام کارهای خیریه توسط سمنها در همکاری با بیگ تکهایی مانند دیجی کالا، اسنپ و تپسی باشد. به عنوان مثال در زمان خرید در دیجی کالا شما میتوانید همان زمان ۱۰۰ هزار تومان هم کمک کنید و این کمک از طریق یک نهاد تخصصی (موسسه نیکوکاری یا خیریه) میشود.
آیا میتوان الگوهای محلهمحور برای تابآوری اقتصادی تعریف کرد؟
بله؛ به نظرم میتواند در ایران چنین الگویی قابل اجراست. چند ایده را مطرح میکنم. ایدههای آورده شده در بند ج، د و هـ از آقای دکتر مصطفی زمانیان، رئیس اسبق مرکز بررسیهای استراتژیک وام گرفته شده است.
الف) استفاده از ظرفیت نهادهای محلی مانند مساجد، فرهنگسراها و خانههای محله برای ایجاد شبکههای اقتصادی محلی میتواند نقطه شروع باشد.
ب) احیای دیوار مهربانی نوع ۱: هر کس چیزی دارد که نیاز ندارد، بر دیوار میگذارد؛ هر کس نیاز دارد، بدون خجالت و بدون پرسش برمیدارد. معمولاً روی این دیوارها جملهای نوشته میشود: «بذار اگر داری… بردار اگر نداری.» دیوار مهربانی نوعی نظام توزیع داوطلبانه و غیررسمی است که با حذف بروکراسی و انگزدایی، به افراد اجازه میدهد بدون احساس نیازمندی یا شرمندگی، نیازهای فوری خود مثل لباس، کفش، وسایل اولیه یا حتی خوراکی خشک را تأمین کنند. این سازوکار اعتماد اجتماعی را تقویت کرده و پیوندهای همسایگی را احیا میکند.
ج) دیوار مهربانی نوع ۲: به جای فرمهای پیچیده اداری، در حاشیه تجمع تابلویی با عنوان «من چه کمکی میتوانم بکنم؟» نصب شود. مردم با چسباندن کارتهای ساده، مهارت و شماره تماس خود را برای کمک در شرایط بحران اعلام میکنند. این اقدام حس عاملیت و مفید بودن را در افراد تقویت کرده و برای لایههای خاکستری جامعه که شاید با نوحه ارتباط نگیرند و در جستجوی مجالی عملیاتی برای کمک به هموطنان خود هستند ، بستری برای اثربخشی فراهم میکند.
د) نذر وقت و تخصص: هدف طرح ترویج این فرهنگ است که در شرایط جنگی، نذر خدمت بالاتر از نذر اطعام است. روش اجرای آن نیز فراخوان برای پزشکان، تعمیرکاران، مهندسین و حتی خانمهای خانهدار و داوطلبان عمومی جهت اختصاص ساعاتی در هفته برای خدمات رایگان به خانوادههای آسیبدیده محله است. حتی مشابه راهپیماییهای شبانه خودرویی، میتوان این ظرفیت را در محلات آسیب دیده نزدیک هم اجرا کرد. تقویت عدالت ادراکی و دیدن این صحنه که نخبگان و متخصصین در کنار مردم در میدان حضور دارند، حائز اهمیت است.
هـ) میثاقنامه «سهم من از آینده ایران»: طراحی یک طومار یا عهدنامه بصری در ورودی میدانهای محل تجمع به صورتی که هر شب یک بند اقدام عملیاتی هر شهروند (مثلاً: امروز یک شایعه را قطع کردم، امروز بخشی از مصرف انرژی را کاستم، امروز به همسایه آسیبدیده سر زدم) روی آن نوشته شود و مردم با امضای آن، داوطلبانه متعهد به انجام آن در روزهای آینده شوند. این کار نمادین میدان را به ساحت خلق اراده عملیاتی و ایجاد پیوند میان ایمان شخصی و امنیت ملی در مسیر ساختن ایران آینده تبدیل خواهد کرد.
خواهشمند است با هدف حمایت از فعالیتهای مطالعاتی مستقل و کمک به توسعۀ فعالیتهای مدنی مؤسسۀ رحمان، مبلغ مورد نظرتان را به شماره کارت مؤسسه واریز کنید. حمایت شما برای کاهش آسیبهای اجتماعی و بهبود شرایط کشور از یک برگ تا یک پژوهش اهداف مؤسسۀ رحمان را محقق خواهد کرد.
نظرات کاربران
اشتراک گذاری در
هیچ نظری وجود ندارد.