عاملیت اقتصادی زنان؛ از درآمد تا امکان انتخاب و استقلال
به گزارش روابط عمومی و ترویج موسسه رحمان؛ در نشست «عاملیت اقتصادی زنان»، سه سخنران، میترا عظیمی، استادیار دانشگاه علامه طباطبایی؛ سوری کعبی، تسهیلگر و مدیرعامل مؤسسه تلاش و تغییر؛ و نعیمه باستانی، تسهیلگر حوزه زنان در مؤسسه مهر و ماه، از سه منظر متفاوت اما مرتبط به موضوع اشتغال، درآمد و استقلال اقتصادی زنان پرداختند. سخنان آنان نشان داد که عاملیت اقتصادی زنان را نمیتوان صرفاً با داشتن شغل یا کسب درآمد سنجید. دسترسی به منابع، امکان تصمیمگیری درباره درآمد، برخورداری از حمایتهای خانوادگی و اجتماعی، دسترسی به بازار و امکان تداوم فعالیت اقتصادی، همگی بخشی از مسیری هستند که یک زن برای رسیدن به استقلال اقتصادی طی میکند.
میترا عظیمی: چرا مهارت و وام بهتنهایی اشتغال پایدار نمیسازند؟
میترا عظیمی استادیار گروه آموزشی برنامه ریزی اجتماعی، شهری و منطقهای در دانشگاه علامه طباطبایی، بحث خود را با مفهوم «اقتصاد خانگی» آغاز کرد و به این نکته تأکید داشت که اقتصاد خانگی نباید صرفاً به معنای تأمین حداقل معیشت یا فعالیتی محدود و کوچک در خانه در نظر گرفته شود. از نگاه او، اگر مجموعهای از شرایط و حمایتها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، اقتصاد خانگی میتواند به منبعی برای ایجاد درآمد پایدار و حتی سپری در برابر بحرانهای اقتصادی تبدیل شود.
او برای توضیح این موضوع، از مفهوم «اکوسیستم» استفاده کرد؛ اکوسیستمی که در آن آموزش و مهارت تنها حلقه نخست زنجیره است. به باور او، زنان بسیاری از دانش و مهارت لازم برای انجام یک فعالیت اقتصادی برخوردارند، اما در مراحل بعدی، یعنی دسترسی به سرمایه، بازار، مشتری، تبلیغات، بستهبندی، شبکهسازی و حفظ بازار با موانع جدی روبهرو میشوند. بنابراین، داشتن مهارت بهتنهایی نمیتواند به ایجاد شغل پایدار منجر شود.
عظیمی همچنین بر تفاوت میان «درآمد» و «درآمد پایدار» تأکید کرد و توضیح داد، پایداری درآمد دستکم دو ویژگی دارد: استمرار و امکان برنامهریزی. درآمدی که تنها برای یک ماه ایجاد شود، لزوماً به معنای استقلال اقتصادی نیست؛ زن باید بتواند برای ادامه فعالیت و زندگی خود در یک افق زمانی مشخص تصمیمگیری و برنامهریزی کند.
از همین منظر، او نسبت به رویکردهایی که حل مسئله اشتغال زنان را صرفاً در اعطای وام خلاصه میکنند، انتقاد داشت. به گفته او، تعداد وامهای پرداختشده نباید معادل تعداد شغلهای ایجادشده در نظر گرفته شود؛ زیرا میان دریافت سرمایه و شکلگیری یک فعالیت اقتصادی پایدار، حلقههای دیگری وجود دارد. اگر زن پس از دریافت وام نتواند محصول خود را به بازار عرضه کند، مشتری پیدا کند یا فعالیتش را تداوم بخشد، وام بهتنهایی مسئله را حل نخواهد کرد.
در نهایت، عظیمی بر نقش دولت، بخش خصوصی و نهادهای مدنی در ایجاد این اکوسیستم تأکید کرد. از نظر او، سمنها میتوانند در ایجاد تغییرات فرهنگی، افزایش اعتمادبهنفس و تقویت توان زنان نقش داشته باشند، اما ایجاد شرایطی که بتواند درآمد زنان را در بلندمدت پایدار کند، تنها از عهده سمنها برنمیآید بلکه به همراهی دولت و صنعت نیز نیاز دارد.
سوری کعبی: از حمایتهای مقطعی تا توانمندسازی پایدار
سوری کعبی تسهیلگر و مدیرعامل مؤسسه تلاش و تغییر، سخنان خود را بر تجربههای میدانی مؤسسه تلاش و تغییر در مواجهه با بحرانها و مسائل اجتماعی استوار کرد. او فعالیتهای خود و همکارانش را در دو حوزه توضیح داد: نخست، مداخلات فوری در حوادثی مانند زلزله و سیل. دوم، فعالیتهای مستمر در محلهها و در کنار گروههایی مانند کودکان کار، خانوادههای آنان و زنان سرپرست خانوار.
در روایت کعبی، تجربه فعالیت در بحران نشان میدهد که حمایت مؤثر الزاماً به معنای توزیع مواد غذایی، پوشاک و وسایل ضروری نیست. در مواردی، بازگرداندن امکان کار و تولید میتواند اثر ماندگارتری داشته باشد. او نمونهای از تجربه پس از سیل را بیان کرد که در آن، به جای تمرکز صرف بر کمکهای اولیه، نیازهای معیشتی و زیرساختی گروههای محلی بررسی شد و با شناسایی وابستگی چندین خانواده به یک منبع آب و تجهیزات پمپاژ، برای بازگرداندن امکان کشاورزی و معیشت آنان اقدام کردند.
در این رویکرد، شناخت دقیق منطقه و مشارکت خود مردم در تشخیص مسئله اهمیت زیادی دارد. کعبی بر این نکته تأکید داشت که یک مداخله زمانی میتواند مؤثرتر باشد که بر اساس شناخت شرایط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی همان منطقه طراحی شود، نه بر اساس نسخهای از پیش آماده.
بخش دیگری از سخنان او به تجربه فعالیتهای محلی و توانمندسازی زنان اختصاص داشت. در این تجربه، هدف تنها آموزش یک مهارت نبود، بلکه تلاش میشد زنان بتوانند مهارت خود را به فعالیتی درآمدزا و در ادامه به استقلال بیشتر تبدیل کنند. با این حال، کعبی نیز مانند عظیمی بر محدودیتهای فعالیت سمنها تأکید کرد. از نظر او، ایجاد چند کارگاه یا فراهم کردن چند وسیله بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده درآمد مستمر خانوادهها باشد. سمنها میتوانند بخشی از مسیر را تسهیل کنند، اما برای ایجاد شرایط پایدار اقتصادی، همکاری دولت و بخش صنعت ضروری است.
نعیمه باستانی: مسیر پرپیچوخم استقلال اقتصادی زنان
نعیمه باستانی تسهیلگر حوزه زنان در مؤسسه مهر و ماه، بحث خود را از یک پرسش ساده اما تعیینکننده آغاز کرد: وقتی یک زن تصمیم میگیرد شاغل شود، از لحظه تصمیمگیری تا رسیدن به استقلال اقتصادی با چه موانعی روبهروست؟
او برای توضیح این مسیر، موقعیت زنی متأهل و دارای فرزند را مثال زد و نشان داد که اشتغال برای او صرفاً پیدا کردن یک فرصت شغلی نیست. زن باید همزمان میان کار، مسئولیتهای خانه، مراقبت از فرزندان، رفتوآمد، مدرسه و سایر وظایف روزمره تعادل برقرار کند. بنابراین، «زمان» یکی از مهمترین منابعی است که در مسیر اشتغال زنان اهمیت پیدا میکند.
باستانی سپس با اشاره به مفهوم توانمندسازی و سه مؤلفه «منابع، عاملیت و دستاوردها» توضیح داد که داشتن یک منبع، از جمله درآمد، بهتنهایی به معنای توانمند شدن نیست. پرسش اساسی این است که زن پس از دستیابی به درآمد، چه میزان اختیار و قدرت انتخاب دارد و این منابع تا چه اندازه به تغییر واقعی در زندگی او منجر میشوند.
در این چارچوب، مسئله فقط میزان درآمد زنان نیست، بلکه این است که آنان تا چه اندازه میتوانند درباره درآمد خود تصمیم بگیرند و آن را در جهت اهداف و خواستههای خود به کار گیرند. باستانی همچنین به این نکته توجه کرد که درآمد زنان در بسیاری از موارد صرف نیازهای خانواده و فرزندان میشود و در نتیجه ممکن است داشتن درآمد الزاماً به معنای افزایش اختیار و استقلال خود زن نباشد.
او در ادامه، تجربههای مؤسسه مهر و ماه را روایت کرد و توضیح داد؛ تجربههایی که از آموزش و تسهیلگری آغاز شده و در مواردی به شکلگیری گروههای کاری و فعالیتهای اقتصادی زنان انجامیده است. در این مسیر، آموزش یک مهارت تنها نقطه آغاز بوده و حمایت برای عرضه محصول، بازاریابی، ارتباط با بازار و ایجاد شبکه اهمیت پیدا کرده است.
روایت شخصی یکی از زنان حاضر در این تجربه نیز بخشی از سخنان باستانی بود؛ زنی که با آموزش و تجربه کاری در مهر و ماه، به تدریج مسئولیت بیشتری در یک کارگاه پذیرفت و توانست از مهارت خود برای ایجاد استقلال اقتصادی استفاده کند. این روایت نشان میدهد که مسیر استقلال اقتصادی زنان الزاماً خطی و کوتاه نیست و گاهی مجموعهای از آموزش، تجربه، حمایت و فرصت باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.
در پایان، باستانی به آرزوها و فرصتهای ازدسترفته بسیاری از زنان اشاره کرد؛ زنانی که ممکن است به دلیل مسئولیتهای خانوادگی، محدودیت زمانی یا موانع دیگر، حتی فرصت تجربه کردن بخشی از خواستههای خود را پیدا نکرده باشند. از این منظر، عاملیت اقتصادی فقط مسئله داشتن درآمد نیست؛ مسئله فراهم شدن امکان انتخاب، تصمیمگیری و دنبال کردن خواستههای شخصی نیز هست.
عاملیت اقتصادی زنان؛ از درآمد تا امکان انتخاب و استقلال
سه روایت ارائهشده در این نشست، اگرچه از سه جایگاه متفاوت بیان شدند، بر یک نکته مشترک تأکید داشتند: استقلال اقتصادی زنان نتیجه یک اقدام منفرد نیست. آموزش، سرمایه، بازار، شبکه، حمایت اجتماعی، امکان تصمیمگیری درباره درآمد، زمان و مراقبت از خانواده و همچنین سیاستهای حمایتی، حلقههای بههمپیوسته این مسیر هستند.
از این منظر، حمایت از اشتغال زنان نمیتواند به آموزش مهارت یا اعطای وام محدود شود. همانطور که در تجربههای مطرحشده در نشست دیده شد، مسئله اصلی ایجاد مسیری است که در آن مهارت بتواند به فرصت، فرصت به درآمد و درآمد به امکان انتخاب و استقلال تبدیل شود. در این میان، سمنها میتوانند نقش تسهیلگر و پشتیبان داشته باشند، اما شکلگیری یک اکوسیستم پایدار اقتصادی به همکاری نهادهای مدنی، دولت، بخش خصوصی و خود زنان نیاز دارد.
در نهایت، موضوع عاملیت اقتصادی زنان، فراتر از پرسش «چگونه برای زنان شغل ایجاد کنیم؟» قرار میگیرد و به پرسش گستردهتری میرسد: چگونه شرایطی فراهم کنیم که زنان بتوانند از منابع و درآمد خود برای انتخاب، تصمیمگیری و ساختن زندگی مورد نظرشان استفاده کنند؟



