روشنفکری زیر ذرهبین اخلاق دموکراتیک
روز چهارشنبه، ۷ مرداد ۱۴۰۵، نشستی تحلیلی و تعاملی با موضوع کلان «دموکراسی اخلاقی در فضای روشنفکری»، با همکاری مؤسسه رحمان و انجمن اخلاق در علوم و فناوری، با حضور سعیدمدنی، پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی و فعال مدنی، لطف الله میثمی، فعال سیاسی و زهرا قزلباش پژوهشگر فلسفه غرب از ساعت ۱۶ تا ۲۰ و در قالب دو پنل تخصصی برگزار شد.
این برنامه با دبیری کلثوم بزی (تسهیلگر اجتماعی) اداره شد و به کالبدشکافی موانع گفتگو، تحلیل بحرانهای ساختاری فضای روشنفکری و جستجوی راههای ترویج اخلاق دموکراتیک در جامعه پرداخت.
یکی از ویژگیهای متمایز این نشست، طراحی ساختار مشارکتی آن بود؛ به طوری که در کنار سخنرانیها، دیدگاهها و بازخوردهای حاضران در قالب یک «نمودار درختی تصمیمگیری مشارکتی» بر روی دیوارهای سالن نصب شد تا مخاطبان حضوری و مجازی بتوانند آسیبها و راهکارهای مدنظر خود را مستقیما به اشتراک بگذارند.
اخلاق دموکراتیک و سدِ خطاهای تاریخی
کلثوم بزی در معرفی موضوع نشست با تمرکز بر مفهوم «اخلاق دموکراتیک» به عنوان یک شیوه زیست و فرهنگ جمعی، ریشه ضعفهای ساختاری جامعه را در فقدان گفتگو و عدم اعتماد متقابل دانست. او با تکیه بر مفاهیمی همچون «شبهههای تاریخی و حافظه تروماتیک» استدلال کرد:
«تاریخ و شبهههای گذشته، مانع درک درست خود و دیگری میشوند. در جامعهای که از تروماها و آسیبهای تاریخی انباشته است، هر گروه یا فرد “درد خود را اصل و درد دیگری را فرعی” میپندارد. این رویکرد، مانع شکلگیری صحیح گفتگو و مخلِ همدلی اجتماعی است.»

سعیدمدنی: سه آسیب بنیادین روشنفکری؛ مرکزگرایی، نخبهگرایی و سلبریتیزدگی
پنل اول نشست به صحبتهای سعید مدنی پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی و فعال مدنی با عنوان «آسیبشناسی فضای روشنفکری» اختصاص داشت. مدنی در این سخنرانی ابعاد معرفتشناختی، ساختاری و رفتاری روشنفکران ایرانی را به چالش کشید و چالشهای این حوزه را در چند محور کلیدی دستهبندی کرد:
تعمیم تجربه مرکز و خطای نظری: مدنی یکی از لغزشهای اساسی روشنفکران را «تعمیم تجربیات مرکز (پایتخت) به کل جامعه» دانست؛ رویکردی که جامعه را به مثابه یک «کل واحد و یکدست» فرض کرده و پیچیدگیها، تنوع اتنیکی، طبقاتی و حاشیهای را نادیده میگیرد.
نخبهگرایی اقتدارگرا و زبان پرتکلف: او با انتقاد از انحصاری کردن تفکر و استفاده از زبانی مغلق، اشاره کرد که این ادبیات پیچیده، روشنفکر را به یک کاهن مدرن تبدیل میکند که ناخودآگاه توده را تحقیر کرده و مانع از ایفای نقش واقعی او در ترویج آگاهی عمومی میشود.
سلبریتیزدگی و انحراف از واقعیت: در تحلیل مدنی، روشنفکر امروزی در عصر شبکههای اجتماعی گاه به جای پیوند با واقعیت اجتماعی و تولید اندیشه عمیق، درگیر خودشیفتگی اخلاقی و واکنشهای لحظهای برای جلب اقتدار بیرونی و ارضای توده میشود. او تاکید کرد روشنفکر به جای گفتگو، غالباً به دنبال اثبات خود و برچسبزنی به دیگران است.

زهرا قزلباش: پذیرش دیگری، پیششرط اخلاق دموکراتیک
در پنل دوم، مباحث به سمت فلسفه اخلاق دموکراتیک و چگونگی عمومی کردن آن در جامعه سوق پیدا کرد.
زهرا قزلباش، پژوهشگر فلسفه، تقویت و به رسمیت شناختن فردیت و آزادی خود و دیگری را بنیان ترویج دموکراسی دانست. او با نقد عقلانیت ابزاری (محاسبهگر) گفت: «عقلانیت خودبنیان در مقابل عقلانیت ابزاری در همجواری با اخلاق دموکراتیک به پذیرش دیگری و تسهیل گفتگو منجر میشود. در مقابل زمانی که مطلقگرایی در جامعه ریشه دوانده باشد با ماهیت نسبی یک جهان دموکراتیک در تعارض است.»
قزلباش با طرح پرسشی کلیدی درباره مسئله جنسیت افزود: «در جامعهای که “زن” همچنان به عنوان “دیگری” بازنمایی میشود، آیا فردیت میتواند پاس داشته شود؟ روشنفکر امروزی اگر نتواند تکثر و تنوع واقعی جامعه را بپذیرد، عملا در بازتولید ساختارهای طرد شریک شده است.»

لطفالله میثمی: زمینی کردن اخلاق؛ شرط برابری و مسئولیتپذیری
لطفالله میثمی فعال سیاسی، سخنران دیگر این پنل، با رویکردی انتقادی نسبت به الهیات سنتی و پیوند آن با تفکر مدرن، به موضوع ضرورت عمومی کردن اخلاق پرداخت. او با نقد ایده «عصمت» و تقدسبخشی به چهرهها بیان داشت: باور به عصمت، قدسی و روحانی پنداشتن پیامبران یا ائمه، اخلاق را به امری انحصاری تبدیل کرده و جامعه را به دوقطبی خیر و شر مطلق هدایت میکند که با واقعیت جهانِ ناهمگون ما ناسازگار است. پیامبران نیز بشر بودند و اخلاق در انحصار گروهی خاص نیست. میثمی این مدل آسیب را به فضای روشنفکری نیز تعمیم داد و گفت: گاهی روشنفکر نیز در نگاه جامعه یا در ذهنیت خود، همچون یک منجی خاص و بیخطا دیده میشود. این تقدسبخشی، راه نقدپذیری و اقرار به اشتباه را مسدود میکند. پذیرش خطا و زمینی کردن اخلاق، پیششرط اصلی برابری و مسئولیتپذیری همگانی است.

بازخورد مخاطبان و «درخت تصمیمگیری»: وقتی نوبت جامعه به نقد روشنفکران رسید
بخش پایانی نشست به بازخوانی ایدهها و نقدهای صریح مشارکتکنندگان اختصاص داشت که بر روی درخت تصمیمگیری دیوارهای سالن ثبت شده بود. این بخش، آینهای تمامنما از رابطه میان جامعه و طبقه روشنفکری را به نمایش گذاشت:
- فرسودگی معیشتی و واکنشهای انفعالی: مخاطبان اشاره کردند که در دنیای پرتنش امروز، هجوم رخدادهای ناخوشایند و آشفتگیهای معیشتی، فرصت اندیشیدن عمیق را سلب کرده و روشنفکران را گاها به واکنشهای سطحی و زرد در فضای مجازی تقلیل داده است.
- ناشنوایی در برابر واقعیت خیابان: انتقادهای تندی نسبت به سکوت یا لکنت روشنفکران در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مطرح شد. مخاطبان پرسیدند: «چرا روشنفکران صدای اکثریت جامعه را سانسور میکنند؟ آیا عینک تیره بر چشم و پنبه در گوش دارند؟»
- فروپاشی اخلاقی و رفتارهای دوگانه: حاضران با اشاره به مواردی چون آزارگریهای جنسی پنهان در میان برخی چهرههای فکری، منفعتطلبی شخصی، تغییر مواضع بر اساس جایگاههای اکتسابی، و پدیده «دوپهلو سخن گفتن» برای راضی نگه داشتن همزمان ساختار قدرت و منتقدان، فرآیند مصونیت خودخوانده روشنفکران از رذایل اخلاقی را به شدت نقد کردند.
پیام محوری این نشست چهارساعته، لزوم بازتعریف نقش روشنفکر در ایران بود. حاضران و سخنرانان توافق داشتند که روشنفکری برای خروج از انزوا و بازیابی مرجعیت فکری خود، باید از صندلی خطابه و موضع برتر فرود آید، زبان پرتکلف را کنار بگذارد و در نقش یک «تسهیلگر و توانمندکننده جامعه در اندیشیدن» ظاهر شود. تنها از مسیر پذیرش تکثر، به رسمیت شناختن حقوق «دیگری» و تمرین خودانتقادی شجاعانه است که میتوان بستری عینی برای ترویج اخلاق دموکراتیک در جامعه فراهم آورد.