سویه‌های نادیده‌ی توانمندسازی زنان

امروز نشستی برگزار شده بود با موضوع عاملیت اقتصادی زنان و تمرکز سخنرانان بیشتر بر روی توانمندسازی زنانی بود که در محرومیت بودند. یکی از جمله‌های جالب نشست این بود که زنانِ زیادی سواد، توان و دانش انجام دادن کارهای بسیاری دارند اما دسترسی به منابع و بازار برایشان ممکن نیست. شاید این به معنی همان محرومیتِ ارتباطی و شبکه‌سازی‌ای است که خیلی هم رایج است. اما چیزی که بیشتر از همه ذهن مرا مشغول کرده بود تجربه‌ی خودم و همسان‌های خودم بود که شمارمان کم هم نیست. مایی که تمام تلاشمان را کردیم و ساختیم و ساختیم اما تهش به ناکجاآباد رسیدیم. امیدهایی که ذره ذره ناامید شدند و زمینه‌ای که هیچوقت آماده‌ی بهره‌برداری از توان‌هایمان نشد و روزبه‌روز از هدفمان دورتر و دورتر شدیم.

یکی از تجربه‌های تلخ اخیرم در کارآموزی داروخانه‌ای بود که به دلیل نبود اخلاق کار در همکاری دوباره به شکست منتهی شد. قضیه از این قرار بود که در روز سوم کاری با نایب رئیس داروخانه راجع به خودم پرسیدم که آیا مناسب این کار هستم یا نه و او گفت «بقیه کسایی که اومدن حتی تو یه ماه به اندازه تو سر در نمیاوردن.» اما در روز ششم به طرز عجیبی سرم داد می‌کشید و رفتار تحقیرآمیز نشان می‌داد. دلیلی ندارد اینجا ریز ریز جزئیات را بگویم اما اینکه شخصی جرئت آسیب زدن به عزت‌نفس دیگری را به خودش دهد تأسف‌بار و غیرحرفه‌ای است. البته به قول یکی از دوستانم: «اصلاً داروخونه و چه به تو؟ … جایگاه تو خوندن، نوشتن و تدریسه… حتی اگه روزی داروخونه خودت رو داشته باشی و اصلاً حتی اگه روزی تو این زمینه پول پارو کنی آیا از زندگیت راضی و خوش‌حال خواهی بود؟» هرچندکه هیچکس از زندگی‌‌اش هیچ‌وقت رضایت کامل ندارد و به نقطه رضایت کامل هم نمی‌رسد… دوستم حق داشت. اما با خودم فکر می‌کردم که اگر در آن مکان بی‌اخلاقی را تجربه نمی‌کردم و رفتار انسانی مهم بود باز هم آنجا می‌ماندم. می‌ماندم صرفاً برای همان تجربه و حس عاملیتِ اقتصادی و از سمت دیگر برای من یادگرفتن در هر حیطه‌ای هم که باشد توجه‌برانگیز و جذاب است حتی اگر در حیطه‌ی دارو باشد. اما در مورد اهمیت عاملیت اقتصادی همین بس که قطعاً بدون آن هیچ عاملیتی معنا و حتی وجود ندارد و زمینه‌ی اصلیِ بودن در جهانِ جدید صرفاً با عاملیت اقتصادی ممکن می‌شود. چراکه بدون آن هر نوع عاملیتی اعم از سیاسی، اجتماعی، هنری، میان‌فردی، فردی و… شکل نمی‌گیرد و سرابی بیش نیست. انسان جدید انسان اقتصادی است. انسانی که با دسترسی به امکانات و منابع و با دستاوردهایش سنجیده می‌شود. انسانی که با عاملیت اقتصادی‌ است که شخص می‌شود و هویت پیدا می‌کند و در همین زمینه است که می‌تواند دست به عمل و کنشگری بزند.

پی‌نوشت: شرایط بغرنج همیشه به نفع صاحبان قدرت تمام می‌شود.

یادداشتی از مهسا علوی نوین؛ فارغ‌التحصیل ارشد فلسفه غرب از دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر فلسفه

خواهشمند است با هدف حمایت از فعالیت‌های مطالعاتی مستقل و کمک به توسعۀ فعالیت‌های مدنی مؤسسۀ رحمان، مبلغ مورد نظرتان را به شماره کارت مؤسسه واریز کنید. حمایت شما برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و بهبود شرایط کشور از یک برگ تا یک پژوهش اهداف مؤسسۀ رحمان را محقق خواهد کرد.

نظرات کاربران

اشتراک گذاری در

هیچ نظری وجود ندارد.

کامنت خود را بگذارید







مقاله های دیگر